هر قبر كه ديدم ، بر او مىگريم 321
هر كجا نوحه گران صف زده شيون گويند 338
هر كه بينى به مال رام شود 258
هر كه شفتالوى او را شكند 383
هر كه نام جاودانى بايدش 264
هر كه نشنيدست روزى بوى عشق 257
هرگز كسى نداد ازين سان نشان برف 115
هرگز كميتى چو آتش سوزان 308
هر گل كه به باغ جان نهفته 46
هر نيزه به دست نوجوانى 285
هر نسيمى كو ازين بستان رسيد 44
هر ورق در خلال اين دفتر 38
هر ورقى چهرهء آزادهاىست 59
هر يكى گوهر سحاب كرم 21
هزاران جان مقدّس فداى آن خسرو 118
هزاران درود و هزاران سلام 120
هست بر اوج چرخ احسان ، بدر 19
هفت پيكر ز شاه يافته نور 365
هم او مقصد از كيقباد و كى است 37
هم جوانمرد و هم كريم خصال 242
همچو دف پشت كرده بر مردم 371
همچو يوسف به زهد پاك بدن 409
همه تسبيح و حمد مىگويند 168
همه ذرّات عالم را به او راه 5
همه رنج و بلا آفت آمد شكل دلجويش 338
همه عالم گواه قدرت اوست 5
همه كامى به كام دل مكمّل 414
همه كس داند اين كز عقل بيرون است كار من 338
هميشه اوج حشمت داشتى جا 349
هميشه بخت بادا ياور او را 324
هميشه جهان مصر محبوب باد 296
هنگام بهار و وقت فيروزى شد 133
هيچ كس از بند خود آزاد نيست 259
ياد مىداد گردش ايّام 365
يعقوب درون بيت الاحزان 9
يعقوبوار ديدهء امّيد بر فروز 3
يك خلوت تست شام معراج 9
يوسف آسا نموده آن محبوب 410
يوسف ز درون قعر چاهش 9
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 497
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٤٩٧