تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
نخواهد رسيد . بنابراين از افق اقبال بايندرى در فلك جلال پيوسته ( 191 - پ ) كوكب درّى درخشان است و از مطلع شرف اين « 1 » خاندان جلالت هميشه در آسمان ايالت خورشيدى تابان . بيت
در عرصهء وجود بناى فلك نبود * كاقبال رخت خويش درين خاندان نهاد
هر صبح سعادت از اين قصر سيادت خورشيدى تابد و از اين دولتخانه « 2 » بر تخت زمانه جمشيدى شتابد . هر روز از پدر فلك نويد دولتى آيد و هر شب مادر زمانه فرزند بختى زايد . [ بيت ]
فما اليوم الّا حاملا لسعود * و ما اللّيل الّا حاملا لجدود « 3 »
امارت صدق اين عبارت آنكه حضرت اعلى خلافت پناهى را از مبشّرات الطاف الهى بشير بخت فرخنده پيام ، در قشلاق قراباغ بشارت
إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ
[ 15 / 53 ] نمود و از بشاير فيض عميم صداى
وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ
[ 51 / 28 ] در انحاى هفت اقليم انتشار يافت . ليلة الخميس غرّهء شهر جمادى الاوّل سنهء اربع و تسعين و ثمانمائه ( 894 ) ماه « 4 » عالم افروز ، به بخت فرخنده و طالع فيروز ، از افق مكرّم بلقيس ثانى ، بر اوج رفعت و كامرانى طالع گشت و ستارهء رشك سياره در قرا آغاچ مثل
كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ [ مِنْ ]
« 5 »
شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ
[ 24 / 35 ] بر مطلع سعادت ارتفاع يافت ؛ سعادت جدّ از خدّ « 6 » سعيدش پيدا و رشد آبا از غرّهء رشيدش هويدا . شعر
فى المهد ينطق عن سعادة جدّه * أثر النّجابة « 7 » ساطع البرهان ( 192 - ر )
هامش
( 1 ) .P: عبارت « خاندان . . . اين » را ندارد . ( 2 ) .F: دولتخوانه . ( 3 ) .P: حايلا مجدود . ( 4 ) .P: ماهى . ( 5 ) .F: ندارد ؛ با توجه به قرآن مجيد و نسخهءKتصحيح شد . ( 6 ) .F: جديد ؛P: جد . ( 7 ) .F: النجاة .