ذكر مولود شاه جوان بخت « 1 »
قال اللّه تعالى :
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
[ 2 / 124 ] . ذات گرامى هر صفت نامى كه حليهء وجود او گردد ، تمامى آن به فرزند ارجمند پسندد و هر نهال كمال « 2 » كه از طينت مكرّمش سرافرازد ، خواهد كه به ثمرهء فؤاد او پيوندد . چشم بخت را از چهرهء ولد نور بر « 3 » فزايد و ديدهء اقبال را روشنايى از قرّة العين روى نمايد .
[ قطعه ]
جهاندار هر چند باشد بزرگ * ز فرزند عالم بَر او گلشن است
فلك با چنان رفعت و منزلت * به فرزندِ خود « 4 » ديدهاش روشن است
على الخصوص فرزندى كه خاندان رفيع بنيان بايندرخان را بلند پايه خانهاى و سلسلهء سلطنت اين دودمان جهانستان را گران مايه دانهاى تواند بود ، كه هر آينه سزاست كه از مقدم فيروز آثارش روى زمين گلشن و به فرخنده ديدارش چشم زمانه روشن باشد .
[ بيت ]
روى « 5 » زمين ز مقدم شاه گلشن است * چشم زمان به طلعت اين ماه روشن است
آرى بر جبههء هر خاندان كه عنايت الهى رقم اصطفا كشد ، انقطاع به دامن او ابد الآباد
هامش
( 1 ) .P: عنوان را بياض گذارده است .
( 2 ) .P: نكال .
( 3 ) .F: ابد ،K: ابر .
( 4 ) .F: خور .
( 5 ) .F: يعنى .