[ مصراع ] :
إنّ المحبّ عن العذّال فى صمم
القصّه ، در اثانى اين تكليفات ما لا يطاق خواجه شيخ على به اتّفاق اصحاب به عراق آمد . محطّ نخستين دار الموحّدين قزوين بود و منزل دار الحديث از حدوث « 1 » حدث دار الحوادث شد . اكابر و سرداران رى و قم و همدان و ساير نواحى در قزوين فراهم آمده و همه هموم بىحدّ و غموم بلا عدّ را همدم گشته .
شعر [ عربى ]
يا صاحبي مر على ساحات قزوين « 2 » * وانظر شدائد تذليل و تهوين « 3 »
فكلّ من فيه هذا قوله ابدا * ايدى الحوادث بالاشجان تكوينى
[ سئمت ] « 4 » من طول عمري كيف اعدمه * و اللّه قاض « 5 » بإيجادى و تكوينى ( 187 - ر )
و از آن جا به راه چرا « 6 » و خواهان « 7 » مشقّت بندگان خدا را جويان « 8 » و خواهان به دار الامان اصفهان تاختند و در بقعهء جعفريّهء گلبار از سر راحت و قرار بار انداختند . گويند ، خواجه شيخ على در منعت و حجاب به مرتبهاى مبالغه نمود كه از بيم حجّاب در صحن جعفريّه ، جعفر طيّار پرواز نتوانستى نمود و باب احتجاب چنان محكم بست كه به كليد زر هم نشايستى گشود . اكابر و اصحاب همچو اصاغر و حجّاب بر درگاه نشسته ، تا كدام را مقدّم « 9 » پيش خواندى و كه را از « 10 » درگاه خويش راندى . بزرگان اطراف را عذاب اين حجاب از مضمون
كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
[ 83 / 15 ] نمودار و تحمل اين تعنّت بر خواطر شريفه عظيم دشوار بود .
[ قطعه ]
اى نهان كرده روى خود از خلق * از تو فرعونِ « 11 » قبطيان « 12 » بهتر
هامش
( 1 ) .F: حدوث + و .
( 2 ) .K: قزوينى .
( 3 ) .P: تهوينى .
( 4 ) .FP: سأمتK: به سئمت تصحيح شده است .
( 5 ) .P: قاضى .
( 6 ) .K: ثرا .
( 7 ) .K: فراهان .
( 8 ) .F: جويا .
( 9 ) .F: تا كدام مقدّم را .
( 10 ) .K: گراز .
( 11 ) .P: فرعون + و .
( 12 ) .P: و قبطيان خوشتر / بهتر .