مادر كستنتيل « 1 » به كرّت خاسره « 2 » سوى فرزند رفت و دانست كه پسرش از منصّهء بلا هيچ مفرّ و مناص نيابد و جز « 3 » به بازگشت از آن شرر خلاص نبيند . قلاوز رعب كه حضرت اعلى را از سرخيل ارباب اصطفاء - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - نصيب آمده حيث قال :
« نصرت بالرّعب « 4 » من مسيرة شهرين » ، بر ايشان تاخت و قلعهء تفليس را از خبث وجود آن مناجيس پاك ساخت . قلعه را كه چو جان عزيز مىداشتند ، گاه گريز قالب آسا بر جا گذاشتند . رخت خويش ( 176 - ر ) از سيلاب بلا بيرون برده و از گرمى آتش پيكار سلامت را غنيمت بارده شمرده . اوّل ولى آقا « 5 » در عشر آخر « 6 » ربيع الاوّل علم اسلام را بر بام قلعهء تفليس برآورد . صداى روح افزاى اللّه اكبر راه هرزه درايى ناقوس زد و مشعل تابان ايمان شعلهء چراغ رهبان را باز نشاند ، رشتهء تسبيح اصحاب توحيد عقد شعار زنّار ارباب تثليث را بگسيخت « 7 » و تراب طهور جوامع آبروى صوامع را بريخت « 8 » .
شعر
الحمد للّه الّذى ذلّت « 9 » دولة الصّهب « 10 » * و عزّ بالتّرك دين المصطفى العربي
هذا الّذى كانت الآمال لو طلبت * [ رؤياه ] « 11 » فى النّوم لاستحيت من الطّلب
لشكر اسلام بعد از اين فتح نامدار قلعه را به مردان صاحب اعتبار سپرده در تحت رايت امير خليل بكتاش « 12 » در قشلاقگاه قرا آغاچ خاك آستانهء حضرت اعلى را تاج ساختند ، هر كه در كوشش و مردانگى سابق « 13 » بود به جلدوهاى لايق فايق گشت . حاجى بيك « 14 » موصللو از لطف بىشماره به طوق « 15 » و نقاره فايز شد .
[ بيت ]
بى زحمت و محنت به صفايى نرسى * بى سعى درين راه به جايى نرسى
هامش
( 1 ) .K: قسطنطين .
( 2 ) . اشاره دارد به سورهء نازعات / 12 .
( 3 ) .K: جزيه .
( 4 ) .P: در بالا به بالربع تصحيح شده است ؛K: بالربع .
( 5 ) .FP: آغا .
( 6 ) .P: آخر + شهر .
( 7 ) .F: بگسيخته .
( 8 ) .P: بر افراخت .
( 9 ) .K: أذلّ .
( 10 ) .F: العب .
( 11 ) .KPF: رويد ، با توجه به فحواى شعر تصحيح شد .
( 12 ) .F: بيكتاش .
( 13 ) .P: « سابق » ندارد .
( 14 ) .KP: بك .
( 15 ) .KP: طوغ .