واقعات سنهء اربع و تسعين و ثمانمائه « 1 » [ 894 / 9 - 1488 ]
غرّهء محرّم اين فرخنده سال سعادت انتاج ، مطلع خورشيد خلافت ، قشلاقگاه خود را « 2 » قرا آغاچ [ نمود ] « 3 » و مستقرّ سرير كيوان صعود ، مشترى سعود دامن تل سلطان بود ؛ « 4 » و آن تلىست در وسط قشلاقگاه همچو خرمن ماه كه اوج سماك زمين او و فلك الافلاك خوشه چينش تواند بود . خرد در انديشه كه در وسط [ آن ] بيشه كه اطرافش تمام هامون است ، وجود چنين مكان مرتفع چون صورت بسته ؟
و از اخبار معتمدان سكّان آن نواحى چنين استماع افتاد كه يكى از ملوك در زمانهاى سابق عمارتى « 5 » بلند اين جا پرداخته و گردش روزگار آن را ويران ساخته است و اين سخن عقلا بسيار دور نيست ، بنابر آنكه يك « 6 » راى حكما در تكوّن جبال اين است كه عمارات عاليه به تواتر اشعهء كواكب سيّار و ورود امطار به طول روزگار و عرض ادوار ، صورت كوه برآورده .
هامش
( 1 ) .P: عبارت عنوان را بياض گذارده است .
( 2 ) .P: « خود را » ندارد
( 3 ) .P: آغاچ + بود ، با توجه به پايان جمله تصحيح شد
( 4 ) .F: بود + نمود ، كه اصلاح شد
( 5 ) .F: عمارت .
( 6 ) .F: يكى ؛K: يكى از آراى حكما .