ذكر واقعاتى كه در خوزستان به ظهور آمد « 1 »
و از وقايع اين سال فرخنده مآل وقوع خلاف و جراح ميان امير محسن بن محمّد فلاح مشعشع كه « 2 » در بلاد جزاير و بصره و اهواز والى و متّبع است و ولد ارشدش سيّد حسن « 3 » بود . علّت اين خلاف كه إن شاء اللّه مثمر اتفاق « 4 » كلمهء مسلمانى و سبب اين پريشانى كه موجب ظهور تباشير جمعيّت ايمانىست « 5 » ، آن بود كه چون امير محسن در زمانى كه رايات نصرت آيات حضرت پادشاه بزرگ دار الملك شيراز را به قشلاميشى « 6 » سرافراز فرموده بودند . ايالت بلاد خوزستان از بندگان التماس نمود . رأى رزين « 7 » به دولت و سعادت ، بنابر ظاهر اسم سيادت بر صحيفهء آمال او رقم اسعاف كشيدند و فرمان شد كه امراى سر حدّ ، بلاد خوزستان را از حدّ را مهرمز و بهبهان به دست مشعشعيان باز گذارند .
امير محسن مدينهء تستر را كه سرّهء بلاد خوزستان و حصينتر حصارى در جهان است به فرزند خويش سيّد حسن كه از عهد مهد ، رقم ولايت عهد به نام او كشيده بود ، تسليم نمود . سيّد حسن را بدان [ حصن ] « 8 » حصين استظهار و ديوار اعتماد « 9 » استوار بود ، فامّا
هامش
( 1 ) .P: عبارت عنوان را بياض گذارده است .
( 2 ) .P: كند .
( 3 ) .F: سيّد حسين .
( 4 ) .P: اتفاق .
( 5 ) .P: امانيست .
( 6 ) .F: قشلاميش .
( 7 ) .F: زرّين .
( 8 ) .KPF: ندارد با توجه به فحواى عبارت افزوده شد .
( 9 ) .K: اعتماد + را .