بذل مجهود از دشمن حسود باز ستاده « 1 » به امير اعظم كامكار شيرانشاه « 2 » بيك فرخ يسار سپرند « 3 » و امراى عالم ستان با لشكرهاى گران ، سبك رو « 4 » به پايهء سرير اعلى آرند ، تا عالميان را ظاهر گردد كه حقّ امدادى « 5 » كه ملك شروانشاه « 6 » را در راندن چغتاى از شروان ، در زمانى كه حضرت ( 156 - ر ) پادشاه سعيد « 7 » با سلطان ابو سعيد در قراباغ مقابل نشسته بودند و به مقابله از جانبين كمر « 8 » معادات بسته ، به اتمّ وجهى به مجازات مقابل گشت و در جزاى ترك دوستى چغتاى شرّ چنين دشمنى « 9 » ناسزاى از او دور گردانيدند و بعد از تسخير و استيلاى تمام ، چنان مملكتى با نام را به جناب امير عالى تبار همچو حقّ به مستحقّ سزاوار رسانيدند .
ابيات « 10 »
هميشه جهان مصر محبوب باد * عزيز اندرو شاه يعقوب باد
شهى كو شهى را نواساز شد * ازو پادشاهى سرافراز شد
شهان را چو بنده نوازى كند * شه غزنه كو ، تا ايازى كند
اواخر شهر شعبان ، امراى عالى مكان از جانب شروان در دار السّلطنهء تبريز به موكب شادىانگيز پيوستند و چون به حقوق نيكو بندگى - كما يجب و ينبغى - قيام نموده ، در ظلّ تربيت آسوده نشستند . همه به جلدوهاى لايق و تربيتهاى موافق فايق گشته به قدر مراتب و قدّ مناصب و خلع و مراكب و افاضهء « 11 » مواجب و طبل و علم و دينار و درهم فايز شدند . سكّان عالم از درويش و شاه ، درّ دعاى حضرت پادشاه به گوش ماه رسانيده و در شادى فتح نامدار ، خواطر از انديشهء آن شيخ غدّار رهانيده . همگنان دوام اين دولت ( 156 - پ ) ارجمند را تا قيامت جويا « 12 » و ابرار اقطار « 13 » را در عشايا و اسحار زبان دعا
هامش
( 1 ) .K: ستانده .
( 2 ) .K: شروان شاه .
( 3 ) .KP: سپارند .
( 4 ) .P: دو .
( 5 ) .F: امداد .
( 6 ) .K: شيروان شاه .
( 7 ) : يعنى اوزن حسن پدر سلطان يعقوب .
( 8 ) .F: مكر ؛K: مكرو .
( 9 ) .F: دشمن .
( 10 ) .P: شعر .
( 11 ) .F: اضافه .
( 12 ) .P: جو .
( 13 ) .F: انظار .