ذكر فتح مازندران و سارى ، بعون اللّه الملك البارى « 1 »
و از سوانح اين سال فتح بلاد سارى و مازندران بود « 2 » . در حوادث سال سابق سبق « 3 » ذكر يافته بود كه بعد از فرار امير عبد الكريم و التجا به حاكم گيلان ، امراى كامران بر حسب فرمان ، ممالك مازندران را به تصرّف امير [ سيّد ] شمس الدّين دادند و دست اطلاق او را در حكومت آن بلاد بگشادند . علاوهء تربيت آنكه از نوبت خانهء جود و كرم به اعطاى طبل و علم اختصاص يافت ، لاجرم سيّد ، طبل شهرت بر بام عالم زد و علم رفعت بر اوج طارم كشيد . دست ملك بخش پادشاهى آن شريف را از نظر به نسبت آلى ، خلعت ( 157 - ر ) شاهى كرامت فرمود . شمس الدّين از معدن الطاف خسروانه جوهر تربيت ربوده ، زيور تاج خسروى ساخت و به دست تضرّع و نياز عرضه داشت عذر نوّاب بندهنواز بپرداخت ، خامهء تحريرش در تقرير نياز و شكستگى سر مويى نهشته و از جمله در تقرير عجز از تقرير الطاف و مواهب به تقريب مناسب اين بيت نوشته :
[ بيت ]
آفتاب ار لعل سازد در بدخشان سنگ را * جز به خاموشى چه گويد سنگ عذرِ آفتاب
هامش
( 1 ) .P: در بيان فتح بلاد سارى و مازندران .
( 2 ) .P: « و از . . . بود » ندارد .
( 3 ) .P: « سبق » ندارد .