اعجاز نشانش باطل السّحر ساحران بيان است ، در جواب كتابت امير شيرانشاه « 1 » به يك بيت از شعر حافظ هم از طريق دوستى تسلّى خاطر و نصيحت فرمود و هم از روى شيخى در بيان مآل حال دشمن كرامتى نمود . هم شمع نويد نصرت و يارى روشن گردانيده و هم پروانچهء مددكارى رسانيده و بيت اين است : ( 147 - ر )
[ بيت ]
سير فلكى يكسره « 2 » بر منهج عدل است * خوش باش كه ظالم نَبَرد بار « 3 » به منزل
آه جانسوز مردم شروان در آيينهء ضمير رحمت تأثير چنان پرتو افگند كه به نفس نفيس از گوزل دره « 4 » توجّه صوب شروان فرمودند و جهت انتقام مظلومان از آن ظالم وبيل ، از سلطانيّه تا اردبيل لمحهاى نياسودند . ولى آقا با خيلى از جوانان سره از يورت گوزل درّه « 5 » به توجّه « 6 » صوب شروان « 7 » مأمور شد . و در يورت چرخه « 8 » بند ، اوليا آقا « 9 » كه از جملهء دليران نامدار و مردان كينه گزارست ، منشور پردلى و بىترسى او كرامت
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
[ 10 / 62 ] يافته و در هر مصاف به قدم مردى پيش از همه مردان نبردى شتافته است ، با شصت نفر از جوانمردان آق قوينلو كه هر يك رستم و سهراب را زهراب چشانند و جام حمام را شربت آب حيات دانند .
[ مصراع ] :
و ما لهم من حياض الموت تهليل
بر توسنهاى بادرفتار سوار همچو آتش تيز آهنگ و همچو باد بىدرنگ به جانب جنگ شتافتند .
موكب جليل ، بيست و ششم « 10 » جمادى الآخر در رودخانهء اردبيل كه شيخ حيدر آن جا باغى « 11 » ساخته و در وسط بستان قصر عالى بنيان پرداخته است ، نزول اجلال فرمود . عمر
هامش
( 1 ) .K: شروان شاه .
( 2 ) .K: چون دور فلك يكسر .
( 3 ) .K: راه .
( 4 ) .K: گزل دره .
( 5 ) .K: گزل دره .
( 6 ) .K: متوجه .
( 7 ) .F: شيروان
( 8 ) .F: چرفهK: چرقه .
( 9 ) .P: آغا .
( 10 ) .P: هشتم .
( 11 ) .F: باغ .