خواطر [ جهان به آن ] « 1 » سمت استبشار ، و آوازهء نصرت و ظفر پادشاهى در اطراف عالم انتشار يافت .
ابيات « 2 »
شُكر كه از معركه دشمن نرست * شوكت شه صولت اعدا شكست « 3 »
فتح مبين بود كه اعداى دين * نيست شدند از همه روى زمين
موكب همايون در بلدهء ساوه نزول اجلال فرمود . ديگر روز كه روز عيد و هنگام طلوع تباشير [ بخت ] سعيد بود ، خورشيد طارم چهارم از افق بلدهء قم برآمد و در آن جا از اعداى مقهور هر كه در قيد اسار مأسور شده بود ، جزاى كفران نعمت كشيد و به سزاى لايق خود رسيد . هابيل « 4 » كه كفران نعمت از همه تضعيف كرده بود از قسمت عدل شمشير بهرهء تنصيف يافت و از ميانش دوپاره ساختند و هر كه با او اتّفاق نموده بود و باب خلاف و شقاق ( 109 - ر ) گشوده ، مستحقّ حبس و نكال و سلاسل و اغلال شد .
حاجى بيك « 5 » الپاوت « 6 » و منصور بيك « 7 » سهراب « 8 » چون هنگام قتال از او نفرت ورزيده و جوار گزيده بودند ، باز به داروغگى و حكومت اصفهان و قم موسوم [ و منسوب ] شدند ، و در اطراف آفاق سيّما اكناف عراق مآثر امن و امان ظاهر شد و هر كس به مسكن مألوف و وطن معروف خود معاودت نمودند و در ظلّ عاطفت پادشاهى و مرحمت نامتناهى [ مرفّه و مستمال ] برآسودند .
قطعه « 9 »
بسيط دهر دگر گشت جاى امن و امان * به يُمن مرحمت و لطف پادشاه جهان
به عهد شاه جهان راست شد ترازوى عدل * كه ميل كس نكند غير كفّهء ميزان
و چون نعم الهى « 10 » بر حضرت عالى متناوب و متوالى و رحمت رحمانى بر سدّهء خاقانى
هامش
( 1 ) .K: جهانيان .
( 2 ) .P: شعر .
( 3 ) .F: صولت شه شوكت اعدا شكست .
( 4 ) .P: هابل .
( 5 ) .KP: بك .
( 6 ) .F: الغاوت .
( 7 ) .KP: بك .
( 8 ) .PF: زهراب .
( 9 ) .P: شعر .
( 10 ) .KP: آلاهى .