ذكر طلوع كوكب درىّ بايسنغرى از افق خلافت و ولادت شاهزاده ابو الفتح « 1 » بايسنغرخان
سبك خيز اى نسيم صبحگاهى * برو تا « 2 » بارگاه پادشاهى
به گرد آن سراپرده گذر كن * سراداران « 3 » خسرو را خبر كن ( 109 - پ )
كه خورشيد سعادت افسر آمد * ز برجِ خسروى ماهى برآمد
فلك از نسل اوغوز « 4 » سرورى داد * درختِ باغِ نوشروان « 5 » برى داد
ز ترك و فُرس پيدا گشت شاهى * كه ترك و فُرس را باشد پناهى
از آن فرخنده طالع مىنمايد * كه هفت اقليم در حكمش درآيد
نَجيب يَقتفى « 6 » آبائه الغرّ * غياث الملك و الدّين بايسنغر
صبحگاه عيد بريد فرخنده پى در بلدهء قم رسيد و نويد طلوع خورشيد سعادت رسانيد و نمود كه از فلك اقبال اخترى درخشيده و از نهال جلال برى رسيده است . دولت كيانى باز ميل جوانى نموده كه از باغ نوشيروانى تازه بهار زندگانى چهره گشوده است و
هامش
( 1 ) .P: در بيان ولادت فرزند ارجمند بايسنغر خان ابو الفتح .
( 2 ) .P: برتا .
( 3 ) .P: سرداران .
( 4 ) .F: ايغوز .
( 5 ) .F: نوشيران .
( 6 ) .F: تفيعى ؛P: تقتفى .