مقاتلهء لشكر سلطان خليل با سلطان مراد بن جهانگير و مقهور شدن او در قلعهء فيروز كوه « 1 »
سلطان خليل چون رايت استقلال در تختگاه برافراشت ، خاطر را به ضبط و كفايت مهمّات ممالك آذربايجان و عراقين و فارس داشت و خلف صدق خويش شاهزادهء ارجمند اميرزاده الوند را با طايفهاى از امراى نامدار مثل حسين بيك قوجه حاجى « 2 » كه اميرى با تدبير بود و جهانگير صاحب شمشير « 3 » و سردار مسلمان خوى فرزانه و جهاندار عادل طبع يگانه و تعهّد للگى « 4 » و تربيت پادشاهزاده او فرمودى و در ديوان تواچى سابقا امير بود . در اين هنگام سلطان به اعتماد تدبيرات او پادشاهزاده را به فارس روانه گردانيد و مصحوب او بعضى از امراى نامدار ، چنانچه در بطون آق قوينلوكم بطنى بود كه جوانى « 5 » سرآمد همراه شاهزاده روانه نگشت ، از دودمان آل تيمور كه پيوسته محلّ اشتعال « 6 » ( 63 - پ ) نايرهء پادشاهىست ، اميرزاده غضنفر بيك ميرانشاهى مصاحب شد « 7 » و از امراى بايندرى عبّاس بيك خلف صدق يوسف بيك « 8 » و بهرام بيك « 9 » و پيرى بيك ، و از جوانان و سرداران : حمزه حاجىلو ، اميرزادهء نامدار ، شير بيشهء كارزار اميرزاده
هامش
( 1 ) .F: مجمل واقعات احوال و صادرات حضرت اعلى
( 2 ) .P: حاج
( 3 ) .P: شمشير + بود
( 4 ) .KP: لالگى
( 5 ) .F: جوان
( 6 ) .F: اشتغال
( 7 ) .PF: باشد ؛ با توجّه به نسخهKتصحيح شد
( 8 ) .KP: بك
( 9 ) .KP: بك