تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
بيك ولد بايندر بيك « 1 » با تنسوقات موافق و پيشكشهاى لايق به عزّ بساط بوس فايز و فايق آمد و همچنين امير اعظم خالد بيك كه صاحب بأس شديد و رأى سديد است و ايالت قلعهء ماردين در كف اقتدار و تمكين داشت ، به معسكر ظفر قرين رسيد و در دخول بزم بهشت آيين به خطاب هذه جنّات عدن
فَادْخُلُوها خالِدِينَ
[ 39 / 73 ] سرافراز گشت و در همين منزل كه به صفاى وجود محترم كعبهء ارباب همم ، منزلت حرم اعظم يافته بود ، عيد اضحى در رسيد . قوافل جود الهى « 2 » به طواف در مطاف جلال كه عبارت از مخيّم اقبال است ، ( 62 - پ ) مرتبهء حجّ اكبر يافتند و عابران وادى منى « 3 » ، منى به سعى در بارگاه كعبه اشتباه « 4 » ، به عرفات دولت و ثبات فايز گشتند . از مشاهدهء دولت طلعت همايون همگنان را عيد مبارك روى نمود و سادن سرور در بزم فرخنده ، باب كعبهء مراد بر روى دلها گشود . چون موكب شهسوار ميدان جلال از سراپردهء دولت و اقبال به طاعت ملك معلّى ميل صوب مصلّى فرمود ، قصاب فلك گاو گردون را به ريسمان مجرّه كشان جهت قربان به صوب ميدان آورد . گويى شعلهء صبح خون او بود كه بر آستان افق ريختند و خورشيد از او كاسه پر ساخته بر اطراف در و ديوار جهان پاشيد . روز ديگر از بشرى كوچ فرموده ، در سلات نزول موكب نصرت آيات واقع شد . و در اثناى توجّه از سلات « 5 » به صوب آبار « 6 » ، بايندر بيك در سلك ملازمان موكب اعلى انسلاك يافت و كليد بلدهء آمد كه در حصن كفايت و ايالت او بود ، تسليم بندگان نهاد ؛ و در همين روز منزل آبار « 7 » از غبار مراكب لشكر ظفر قرين چون بهشت برين معطّر گشت و هم در حوالى اين منزل شحنگان و كوتوالان مداين و قلاع ديار بكر مثل : ارقنين « 8 » و هيتى « 9 »
هامش
( 1 ) .KP: بك ( 2 ) .P: حدود الآهى ( 3 ) .PF: منى ، با توجه به نسخهءKتصحيح شد ( 4 ) .K: اشتباه ( 5 ) .K: سلاط ( 6 ) . نام قريه‌اى است در واسط . ( 7 ) .K: عبار ( 8 ) .F: ارغنين ( 9 ) .PFs: سيتى ، خوانده مىشود ؛ شهرى است بر كنار فرات .