هويدا « 1 » نبود .
[ بيت ]
هرگز كسى نداد از اين سان نشان برف * گويى كه لقمهاىست جهان در دهان برف
اصناف و الوان حشم و عسكر از اسود و احمر همچو سپاه شطرنج ، بىشطط و رنج ، بر تختهء عاج زمين روان گشتند .
چون موكب همايون به عون تأييد الهى ، در بند ماهى نزول فرمود ، امير صفدر نامدار ، رستم شوكت بيژن تبار ، شجاع الدّين سليمان بيك لله كه ربيب سعادت خاقانى و مربّى دولت سليمانى است ( 61 - ر ) ركاب بادپاى عزيمت را كه به حكم :
لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ
[ 34 / 12 ] مسافت مسير يك ماه مجلاى خرامش صبحگاه بود ، تحريك فرمود و با آنكه شارع سير همچو مشرع عين القطر از ثلوج منجمده مقطوع بود ، گرمى بازار مهر حضرت اعلى [ « 2 » او را به نعمت
أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ
[ 34 / 12 ] ممنون ساخته ، به ساحت اقبال - على اهنى الوجوه - راه نمود .
بيت
سفر دراز نباشد به پاى طالبِ دوست * كه خار دشت محبّت گل است و ريحان است
و از قلعهء وان به اردويهء همايون ملحق گشت و به عزّ بساط بوس مشرّف شد و اعيان شجعان مكمّل و افراد كمات صبى هيكل كه آفرين
يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ
[ 34 / 13 ] در تحصيل ايشان سزاست ، با خويش به معسكر همايون تحويل كرد .
بيت
قوم اذا لبسوا الدّروع حسبتهم * سحبا مزرّدة على الأقمار
شعر
سراسر جوانان و مردان مرد * پرى رو ، ولى ديو خو در نبرد
هامش
( 1 ) .F: هوايدا
( 2 ) .F: فاقد اين قسمت است ، از نسخهءPصفحه [ 54 - پ ] سطر 14 افزوده شد .