داستان اقبال رايات نصرت شعار حضرت اعلى خاقانى به صوب ديار بكر بر حسب امضاى مصلحت سلطانى
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 1 » ( 56 - پ ) [ شعر عربى ]
اللّه قدير ملك منّان * لا ربّ سواه و له البرهان
من رام به غير اذنه سلطانا * آذنه بأن ليس له سلطانا
رباعيه « 2 »
در جمله جهان جز تو جهانبانى نيست * سلطانِ ترا حاجت برهانى نيست
كس را نرسد « 3 » با تو ز سلطانى لاف * در مُلكِ تو چون غير تو سلطانى نيست
شارقهء سطوت تقدير الهى « 4 » كه از افق استواى
يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
[ 14 / 27 ] بر صفحات احوال و اوضاع سكّان مطمورهء ابداع تابيده ، به حكم
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما
هامش
( 1 ) .P: ندارد
( 2 ) .P: شعر فارسى
( 3 ) .P: زيبد
( 4 ) .KP: آلاهى