حكومت سيد عبد الله مقتول هفت سال .
حكومت سيد زين العابدين - كه گاهى او و گاهى سيد عبد الكريم ثانى به حكومت مىنشستند - تا جمادى الاول سنهء هشتصد و هشتاد و يك ، نه سال .
در سنين مذكور در هر تاريخى ، شهورى چند كم و زياد است ، كه چون ضرب و قسمت رود ؛ صد و سى و يك سال خواهد بود و هرچه بعد از اين واقع گردد در ضمن اين تأليف اگر عمر باشد در فصل ديگر نوشته شود انشاء اللّه تعالى .
مرجوّ و مأمول و مستوقع و مسؤول از ارباب فضل و كياست و اصحاب علم و فراست آنكه اگر در انشاء و عبارت سهوى و غلطى ببينند در اصلاح آن قلم عفو و امتنان مجرى دارند ، اگر در ذكر وقايع مذكوره شخصى زياده از آنچه نوشته شد ، يا كم از آن گويد بدانند ، كه اصحاب علم در تواريخ ، در قصص انبياء و اولياء و حكايت خلفا و سلاطين ، يكى با ديگرى در فروعات خلاف كردهاند ؛ چه بر جزئيات آن كسى را وقوف تمام حاصل نيست ، اما در كليات و اصول آن تخلفى نكردهاند .
اين حقير نيز آنچه از مردم من و صاحب وقوف و پدر مرحوم و اعمام و بنى اعمام شنيده و تحقيق كرده بود بلا زياده و نقصان نوشته است ، اميد كه در اصول آن غيرى اعتراض نكند . اما در جزئيات اگر خلاف كنند ، اميد كه معذور داشته عيب نكنند ، چه چندين حالات را كه مؤلف حقير خود در ميان بود ، اگر از تقرير غيرى استماع كنند اغلب آن باشد كه به خلاف واقع گويند و چون آن صورت در طبع آن شخص نقش پذيرفته باشد ، اگر حقير صدبار گويد كه : آنچه مىگويى نه اينچنين است ، و در آن مهم اين ضعيف اشتغال داشت قطعا قبول نكنند و گويند كه : آنچه ما شنيديم صادق است ، و فقير از اين مقوله مردم را بسيار ديد و گفت و شنيد كرده است ، سيما در قصهيى كه سنين و شهور در آن گذشته باشد و به افواه و السنهء مردم به خلاف همديگر شنيده باشند ، كى ممكن بود كه مجموع تصديق كنند ، اما آنچه واقع است اكثر و اغلب آنست كه نوشته شد ؛ و در اصول خروج سيد هدايت قباب ، الى يومنا هذا ، عجب اگر
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٣٣٥