تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
متعرض اعتراض تواند كرد ، و اگر كند چون به غور رسند ، تحقيق خواهند فرمود كه حق به جانب او نيست . چون در حين تأليف اين نسخه سن اين فقير به شصت و شش رسيده است ، و قواى جسمانى و روحانى فتور و قصور يافت و آفتاب عمر - كه از مشرق بقا و حيات لامع بود - به مغرب فنا و حجاب قريب گشته ، و سهو و نسيان لازمهء چنين مقام شده ، اگر در انشاء سهوى و ركاكتى بينند ، توقع عفو و اغماض است كه : ( العذر عند كرام النّاس مقبول ) . الهى به حق حرمت معتكفان آستان جلال و جمالت كه بدين مخطى مذنب عفو فرمايى و آنچه در اين مدت ، قولا و فعلا ، از من بيچاره صادر شده است كه رضاى تو در آن نبود . در زير لواى مرحمت خود جاى داده سواد آن خطيات را به زلال عفو شسته به بياض ارحم الراحمين مبدّل گردانى كه از كرده و گفتهء خود - كه موجب رضاى تو در آن نبود - پشيمانم .
« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ »
« 1 » ،
« رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ »
« 2 »
سال بر هشتصد و يك و هشتاد * روز جمعه تمام گشت اسناد روز آدينه بد به درياوك * دشمن شاه را به جان ناوك هم به اردوى شاه دين ميرزا * آفتاب زمان على علا شد محرّر به دست مدّاحى * اين كتاب از عنايت شاهى
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 23 مكية . ( 2 ) - قرآن كريم ، سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 194 مدنية .
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 336 | سيد ظهير الدين مرعشى / محمد حسين تسبيحى