تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١

خاتمة الكتاب

در ذكر تعداد اولاد سيد قوام الدين - عليه الرحمة

حضرت سيد را در مازندران اخوان و بنى اخوان و اعمام و بنى اعمام نبودند . و آنچه اكنون هستند مجموع نبيرهء اويند . و خود درّى بود فريد از درياى وحدت به ساحل كثرت جهت تكميل ناقصان و هدايت اهل عصيان و ارشاد اهل ايمان و ضياى قلوب عارفان نزول كرده ، واقعا سيد فقيرى كه بىيار و معين و بىخويش و قرين در گوشهء قناعت و كلبهء اطاعت منزوى گشته باشد ، تقدير حكيم عليم پايهء مرتبت او را به جايى رساند كه رقبهء ديوان مازندران در ربقهء اطاعت و فرمان‌بردارى او درآيند ، و طبع لئيم ايشان را از جادهء ضلالت به طريق هدايت مستقيم گردانيد ، و به نوعى خاطر آن جماعت به جانب او و اولادش سيلان كند ، كه اگر مجموع را به تيغ بى - دريغ هلاك گردانند سر مويى از محبت ايشان تجاوز ننمايند . سادات كه قبل از او در مازندران خروج كرده‌اند ، هريك در علم دين‌پرورى و دنيادارى بحرى بودند بيكران و درّى بودند بىقيمت و نشان ، در ميدان امامت و