رياست گوى سعادت ربوده بودند . و در ضبط امور دين و دنيا آنچه فراخور منصب اولاد رسول بوده دقيقهيى فروگذار نكرده .
اما مردم مازندران چنين مطيع و منقاد و فرمانبردار ايشان نگشته بودند كه حضرت سيد و اولاد او را الى يومنا هذا گشتهاند نباشد .
سيد را از موهبات الهى و عطيهء نامتناهى يزدانى چهارده فرزند ذكور در وجود آمدند :
اول - بزرگتر از همه سيد عبد الله بود ، كه او را - چنانكه ذكر رفت - جلاليان به غدر و مكر قتل كردند ، و از او عقبى نبود و در حجرهء خود مدفون است .
دوم - سيد كمال الدين كه حاكم و والى سارى بود و او در ماوراء النهر وفات يافت ، و همانجا دفن كردند . و بعد از آنكه فرزندانش به مازندران آمدند ، فقراى مازندران چند نفرى رفته جثهء مبارك او را از آنجا به مازندران آوردند ، و در سارى دفن كردند و عمارت مرغوبى بر بالاى قبرش ساختند .
سوم - سيد رضى الدين ، كه والى آمل بود ، و او در ماوراء النهر مدفون است .
چهارم - سيد فخر الدين ، كه به تغلب و استيلاء والى رستمدار بود و او در كاشغر مدفون است .
پنجم - سيد نصير الدين ، كه حصهء ملك او در آمل است ، و او نيز در ماوراء النهر مدفون است .
ششم - سيد ظهير الدين ، كه ولايت ميان رود و توابع در آمل حصهء موروثى اوست . و او نيز در ماوراء النهر به رحمت حق و اصل شد و آنجا در خاك است .
هفتم - سيد زين العابدين ، و او در سيران مدفون است ، و اولاد او در آملاند .
هشتم - سيد على ، كه رياست آمل را به غلبه و استيلاء چند نوبت متصرف مىگشت . و او در تنكابن در قريهء زاغسرا وفات يافت و از آنجا به آمل برده در قبهء پدر مرحوم او دفن كردند .
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص٣٢٢