تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
رياست گوى سعادت ربوده بودند . و در ضبط امور دين و دنيا آنچه فراخور منصب اولاد رسول بوده دقيقه‌يى فروگذار نكرده . اما مردم مازندران چنين مطيع و منقاد و فرمان‌بردار ايشان نگشته بودند كه حضرت سيد و اولاد او را الى يومنا هذا گشته‌اند نباشد . سيد را از موهبات الهى و عطيهء نامتناهى يزدانى چهارده فرزند ذكور در وجود آمدند : اول - بزرگتر از همه سيد عبد الله بود ، كه او را - چنان‌كه ذكر رفت - جلاليان به غدر و مكر قتل كردند ، و از او عقبى نبود و در حجرهء خود مدفون است . دوم - سيد كمال الدين كه حاكم و والى سارى بود و او در ماوراء النهر وفات يافت ، و همانجا دفن كردند . و بعد از آن‌كه فرزندانش به مازندران آمدند ، فقراى مازندران چند نفرى رفته جثهء مبارك او را از آنجا به مازندران آوردند ، و در سارى دفن كردند و عمارت مرغوبى بر بالاى قبرش ساختند . سوم - سيد رضى الدين ، كه والى آمل بود ، و او در ماوراء النهر مدفون است . چهارم - سيد فخر الدين ، كه به تغلب و استيلاء والى رستمدار بود و او در كاشغر مدفون است . پنجم - سيد نصير الدين ، كه حصهء ملك او در آمل است ، و او نيز در ماوراء النهر مدفون است . ششم - سيد ظهير الدين ، كه ولايت ميان رود و توابع در آمل حصهء موروثى اوست . و او نيز در ماوراء النهر به رحمت حق و اصل شد و آنجا در خاك است . هفتم - سيد زين العابدين ، و او در سيران مدفون است ، و اولاد او در آمل‌اند . هشتم - سيد على ، كه رياست آمل را به غلبه و استيلاء چند نوبت متصرف مىگشت . و او در تنكابن در قريهء زاغ‌سرا وفات يافت و از آنجا به آمل برده در قبهء پدر مرحوم او دفن كردند .