به مدد امرا آمده بودند . ملك اعظم جلال الدوله عزت انصاره خواست كه به نفس خود قيام نمايد . ملك معظم ، وارث ملك جم ، شاه و شهريار ايران ، خسرو عهد و زمان ، ملك فخر الدوله شاه غازى عز نصره و مد عصره درخواست فرمود كه بدين جنگ قيام نمايد و به تدبير اين طايفه سعى فرمايد ، و فرمود كه براى اين قدر مهم ، مخدوم عنان نجنباند و ركاب نرنجاند . شايد چه يمكن كه اين مهم بهدست ما برآيد . و هم در روز با لشكرى اندك از ترك و تازيك به در قلعهء قوسين خراميد . امرا چون لشكر مستعد داشتند ، خويشتن را در مقام غرور ديدند . حالى با لشكرى آراسته ، روى آوردند . ملك معظم فخر الدوله شاه غازى عز نصره به نفس خود به لشكرآرائى و ياساميشى قيام فرمود . هردو لشكر روى به يكديگر آوردند . ملك فخر الدوله عز نصره به نفس خود تقديم كرد و بانگ بر لشكر زده و به توفيق بارى عز شأنه در آن مصاف ثبات قدم ورزيده ، به يك طرفة العين ايشان را منهزم گردانيد . لشكر از ترك و تازيك در عقبش راندند و شمشير در آن لشكر [ كشيدند و خشك و تر ] نگذاشتند . همان زمان ملك معظم عز نصره بانگ بر لشكر زد كه هزيمتيان را مكشيد و اگرنه يك تن از آنان زنده نماندى . اتراك را لشكر منصور تا دزك اشتارون بدوانيدند عند مكان ليس وافد . . . . . و ركن كرد « 1 » با صد تن كشته برآمدند ، مجموع اسبان و سلاح و آلات حرب از برگستوان و جوشن و غيره غارت كرده و اين فتح اول بامداد روز آدينه بود بيست و هفتم ذى الحجه « 2 » موافق [ چهاردهم اسفنديار ماه قديم ] سنهء تسع و خمسين و سبعمائه . و قلعهء قوسين كه از امهات قلاع رى است ، [ مستخلص كرده به امير كبير على پاشا ] سپرد و اسيران و غنايم و اموال را با كجور نقل كرد [ بعد از مدتى ] حاكم [ و سردار
هامش
( 1 ) - در اصل : ركن كر .
( 2 ) - بيست و نهم ذى حجه . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 81 .