ظفر شمرده ، پشت به هزيمت دادند و اميرزاده در سونقيا را اجازت داد كه حصار ادون را خراب مىكنم كه به سبب آن فتنه تولد مىكند . تو برو با قلعهء صد كه شيو طهران است .
آنچه فرمود اميرزاده در سون كرد و با حصار صد رفت و به قضاى خدا از دنيا برفت و البقاء للّه تعالى « 1 » .
فتح قلعه قوسين بهدست ملك جلال الدوله اسكندر
در تاريخى كه ذكر آن خواهد رفت ، امراى ايغور مثل امير كبير پير احمد و اميرزاده بندك ارومقيا و امير عبيده و امير حسن لاذى « 2 » و غيرهم به مخالفت ملوك اعاظم ، عظم اللّه قدرهم باهم اتفاق كردند [ 98 ] به نيت آنكه قلعهء قوسين را بهدست فروگيرند و دست نواب ملوك اعاظم عظم اللّه جلالهم از رى و نواحى آن كوتاه گردانند . موكب همايون ، ملك اعظم جلال الدوله ، عزت انصاره ، در اين وقت به مباركى به موضع واريان مسكن ساخته بود . از آنجا نهضت نموده در كرج نزول فرمود . و جماعت اتراك لشكر گران جمع كرده بودند و به حاكم و سردار قم استظهار جسته و از آنجا عقد مكا [ با ] « 3 » نام كه از رئيسزادگان اصفهان بود و ركن كرد را « 4 » كه از برناپيشگان اصفهان بود و در قم مصاحب حاكم آنجا گشت و به نوكرى او منسوب شده بود و در تمامت عراق نام و آوازهء او به اخىگرى فاش گشته . بسى كارها از اسفاهىگرى و برناپيشگى از دست او برآمده بود ، ايشان هردو با صد سوار قمى و اصفهانى
هامش
( 1 ) - مطالب و جملات بالا با مختصر تغييرى در تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 80 نقل شده است .
( 2 ) - لاوردى . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين ص 81 .
( 3 ) - عند مكاباى . عبد مكاباى . عبد مكابا . تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين متن و حاشيه ص 81 .
( 4 ) - در اصل : كورا .