سبب مأموريت اينكه الكسندر پاوليچ پادشاه روسيه در زمستان سنه ماضيه به جهت سركشى ولايات خويش از پطرپورغ حركت و در عرض راه به سبب ظهور عارضه ذات الجنب « 1 » به تاريخ نوزدهم شهر ربيع الثّانى ، وداع عالم فانى نمود . قسطنطين برادر كهترش كه سردار مملكت له بود ، به حكم وراثت و وليعهدى و تصديق رؤساى روس ، بر تخت سلطنت نشست و پس از قليل زمانى [ 356 ] به سبب انكار جمعى ديگر كه وحشت كامل از بطش و سياست او داشتند ، رشته اميد از پادشاهى بگسست . با برادر ديگرش نيكولاى پاوليج عهد سلطنت بسته شد و قسطنطين در كنجى نشسته آمد . ظهور اين دو سبب ، باعث اختلاف امت و جماعت گرديد تا در نفس پطرپورغ كار به مجادلت و محاربت رسيد . جمعى كثير از هواخواهان قسطنطين تلف گرديدند و بسيارى از ينارالان و بزرگان روس را گرفته در محبس نيكولاى محبوس گردانيدند تا بالاخره از ظهور اين قتل و قيد ، شورش تسكين يافت و نيكولاى پاوليچ مستقلا بر مسند سلطنت « 2 » شتافت .
بالجمله الكسندر پاوليج در ايّام حيات ، تختى بلور به جهت جلوس صاحبقران عدالت دستور تمام كرد ، اجل موعود مهلتش نداد كه از اهداى تخت مزبور مراتب دوستى باطنى را منظور دارد .
درين اوقات كه نيكولاى پاوليج بر اورنگ ايمپراطورى جلوس نمود ، سنت سنيّهء برادر را ممضى و قبل از آنكه ايلچى تعزيت و تهنيت از اين دولت مأمور شود ، تخت مزبور را با بعضى از هداياى ديگر مصحوب ينارال كينياز بخسكوف به دربار داراى مظفر برگماشت .
صفت آن اورنگ فلك رنگ اينكه ، قطعات بلور الماس تراش ابيض و فيروزجى متصل بههم و به اندازهء سه ذرع طول و دو ذرع عرض ، تختى حاصل آورده بودند . بلور فيروزجى منحصر بر پلّه و نشمين بود و بقيّه از بلور الماس تراش ابيض مانند جوهر بيضا جلوهگرى مىنمود . از هر طرف نشيمن صورت ، سه شير به جهت فوران آب ساخته بودند و در پشت سر آن ، صورت خورشيدى از يك قطعه بلور الماس تراش پرداخته . اين روايت را درايت ضرور است و ادراك كيفيت آن جوهر صرف بدون درايت نامقدور .
هامش
( 1 ) . ملى : « ذات النخيب » ؛ درد پهلو ، سينهپهلو .
( 2 ) . ملى : « خلافت »