در اواسط شهر ربيع الاوّل به اتّفاق صيد محمّد خان جلاير حاكم كلات شرفياب آستان كيوان پاسبان شد و حضرت شيخ الملّة و الدّين ، شيخ موسى نجفى هم به شفاعت وزير بغداد استدعاى استرداد ولايت مندليج و ديگر بلاد ، وارد دربار معدلت اركان آمد .
نوّاب حسين على ميرزاى ، فرمانفرماى مملكت فارس در روز سهشنبه بيست و دويّم شهر ربيع الاوّل از شرف تقبيل سدّه سنيّهء اعلى مفتخر گشت . حضرت شجاع السّلطنه نيز در پنجم شهر رجب المرجّب وارد دار الخلافه [ شد ] و چون خوانين خراسان حضرتش را به داعيهء خودسرى نسبت داده بودند ، بالطّوع و الرّغبه از مرزبانى آن ملك درگذشت . خلاصه چون مدّت هفت سال بود كه نوّاب شاهزاده محمّد ولى ميرزا بعد از عزل از « 1 » والىگرى خراسان در دار الخلافهء طهران اوقات شريف را صرف مىنمود و به سبب برخى رفتارهاى ناهنجار كه با اهالى محله آبهنه « 2 » طهران كه محل سكناى او بود به عمل آورد و درين مدّت مديد « 3 » مغضوبا در دار الخلافهء طهران به سر مىبرد ، لهذا درين سال فرّخ فال به توسّط نوّاب ظلّ السّلطان على شاه خجسته خصال او را از گوشهء بىاختيارى برآورده به صاحب اختيارى دار العبادهء يزد سرافراز فرمود . محمّد زمان خان ، خلف حاجى محمّد حسين خان صدر اعظم حاكم سابق يزد بعد از زيارت بيت اللّه الحرام به دربار فلك احتشام شتافت و از منصب نيابت استيفاى ممالك كه با برادرش عبد اللّه خان امين الدّوله بود ، اعتبارى زياده از حوصلهء اوهام يافت .
هامش
( 1 ) . ملى : - « از » .
( 2 ) . مجلس : « آبهند » .
( 3 ) . ملى : « پديد » .