تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
جايى درنگ ننمود . سواره بىنظام لشكر ظفر اثر در عقب او پاى جلادت برگشود . حافظ على پاشا كه در تسخير توپراق قلعه اصرارى داشت ، بعد از فرار چاپان اوغلى در عقب او روى به سنگر گذاشت . چون ابراهيم پاشا مستحفظ سنگر بود ، نوّاب وليعهد زمان تصوّر فرمود كه شايد آسيبى به سوارهء بىنظام رسد ، لهذا توپخانه و پياده نظام را على التّعجيل برداشته به امداد سوارهء بىنظام شتافت و ابراهيم پاشا ازين ملاحظه تاب درنگ نيافته روى برتافت . چاپان اوغلى در سنگر نيز ثبات قدم نورزيد و خاك بر فرق عار و ننگ بيخته روانهء ارزنة الرّوم گرديد . پاشايان ديگر هريك به طرفى گريختند و از عقب هركدام جمعيتى مأمور گشته خون آن بىدينان را با خاك راه آميختند . نوّاب وليعهد مظفّر با يك جهان فتح و ظفر وارد سنگر چاپان اوغلى بداختر شد و جميع توپ‌خانه و قورخانه و بيوتات و خزاين سه اردو به انضمام خيمه و خرگاه و علم و دستگاه و احمال و اثقال « 1 » كلّا كسيب غازيان غضنفرفر « 2 » شد . « 3 » هفتادهزار جمعيتى كه به همراه پاشايان در دعوا بود ، بىاغراق معادل پنجاه‌هزار نفر از صدمه غازيان ظفر اثر روى به ديار سقر نمود . بالجمله حضرت و الا يك روز به جهت ضبط اموال در سنگر توقّف كرد و روز ديگر به منزل خالباز كه بهترين ييلاقات است ، روى آورد . اين معنى از تحقيق گذشته و خود روميان نيز درين مسئله متّفق گشته‌اند كه هرگاه راى مبارك نوّاب نايب السّلطنه در همين سال و سال قبل تعلّق گرفته بود ، به يك عزيمت ولايت ارزنة الرّوم را تصرّف مىنمود . هرقدر امنا و وزراء و امرا اصرار كردند ، در جواب فرمود كه امروز دولت اسلام منحصر به ايران و روم است و در حقيقت دولت روم سپرى است فى ما بين قرالات فرنگ و اين دولت ابد ملزوم . ستيزهء اين دولت با دولت عليّهء عثمانى تيشه برپاى خود زدن است و دشمنان را بر سر كار آوردن . همان بهتر كه باب صلح زنيم و خصم را با كمال قدرت از خود ممنون كنيم . از همان منزل خالباز حضرت ميرزا محمّد تقى آشتيانى مستوفى را با احكام بليغه نزد [ 332 ] محمّد امين رئوف پاشا گسيل ساخت و بعضى تكاليف در باب قرار كار مصافات كرده خود به اقامت پرداخت .
هامش
( 1 ) . ملى : - « و بيوتات و خزاين سه اردو به انضمام خيمه و خرگاه و علم و دستگاه و احمال و اثقال » ؛ با استناد به نسخهء مجلس . ( 2 ) . مجلس : « غظنفر » . ( 3 ) . مجلس : « آمد » .