تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
محرّر گرديد كه : نوّاب محمّد حسين ميرزا ولايات مندليج و جستان « 1 » و بدرائى « 2 » و زرباطيه « 3 » را از طالع فيروز خسروى مسخّر و به خيال عزيمت بغداد در منزل بعقوبه ماوى و مقرّ دارد و داود پاشاى وزير بغداد ، جناب سيّد عبد الله شبّر را « 4 » به شفاعت برانگيخته و عبد اللّه ميرزا نيز در سامان شهرزور و ايل بابان تا توانسته [ 333 ] خون‌ها ريخته است . از آن‌جا كه همواره نيش با نوش توام و ماتم و سور باهم است پس از دو روز اخبار متواتره رسيد كه بلاى وبايى عظيم در اردوى نوّاب شاهزادگان لازم التّكريم افتاده و هردو اردو را متفرّق كرده است و هركسى به ديارى و هر تنى به مرغزارى روى آورده و مطلّب خان سركرده دستهء دامغانى نيز ازين بلا جان داده . بالجمله اين بلا نيز در اردوى همايون سرايت كرد و بر سبيل استمرار هر روز جمعى را به معرض تلف درآورد . احدى را جرأت اين عرض نبود تا اين‌كه مفخّر السادات ميرزا محمّد حسين اصفهانى حكيم باشى زبان به عرض اين مراتب گشود . چون يكى من جمله تدبيرات ، از جمعيّت دور بودن و در متنزّهات و ييلاقات آسودن است ، لهذا صاحبقران اعظم به مفاد « عرفت الله بفسخ العزائم » عزيمت بغداد را موقوف داشت و لشكر ظفر اثر را مرخّص اوطان نموده با معدودى از خواصّ محارم در باغات خارج شهر همدان و دامنهء كوه الوند چند روزى بار اقامت گذاشت . از اتّفاقات ، اين بلا در آن ولا نيز سرايت كرد و چند نفر از خاصّان حضرت را عقاب مرگ به چنگال و با اسير آورد . جعفر قلى خان نوايى قوريساول باشى و دوستعلى خان بسطامى معيّر الممالك و ميرزا مقيم مستوفى ساروى مازندرانى ، تصدّق فرق فرقدسا شدند و اين بندهء مدحت گزار نيز نيم شبى گرفتار اين رنج جان‌گزا آمد . چون بلاى و با از قرار تجربه سه مرتبه است و اين بنده به مرتبهء اولين كه عبارت از خفگى قلب و پيچش سر باشد گرفتار گشتم ، لهذا از استعمال آب سير و ترياك از مرض موت درگذشتم . خلاصه موكب اعلى از دامنهء الوند نيز نهضت‌آرا و روزى چند كه عبارت از ايّام عاشوراست ، و در قصبه نهاوند بهشت
هامش
( 1 ) . امروزه جصان خوانند در جنوب غربى بدره در خاك عراق امروزى قرار دارد . ( 2 ) . امروزه بدره خوانند در جنوب غربى زرباطيه . ( 3 ) . زرباطيه در شمال غربى مهران در خاك عراق امروزى . ( 4 ) . ملى : « شيراز » .