به اين نهج و آيين رطب اللسان گرديد كه : از طرفى برادران فتح خان با افاغنه قندهار و كابل همدست گشته ، عزيمت استخلاص هرات را در سر دارند ؛ از طرف ديگر نوّاب شجاع السلطنه به جهت ضعيف حالى ما همّت بر استيصال دودمان سدوزائى مىگمارند ؛ استدعا آنكه كارپردازان اين دولت خداداد ، اولا نوّاب شاهزاده را از مزاحمت ما بندگان مانع آيند و ثانيا هرگاه از برادران فتح خان ، حركتى بهسمت هرات واقع شود ، اعانت ما بندگان را پاى همّت برگشايند . در صورت حصول اين مستدعيات ، متعهّديم كه همه ساله پيشكشى معيّن به سركار كيهانمدار تسليم آريم و تا جان در تن داريم فرق ارادت از خاك اين آستان برنداريم .
حضرت صاحبقران معدلت آيت را درياى مروّت به جوش آمد و آن درماندگان تيه « 1 » مرارت را آيت عاطفت « 2 » زيور گوش شد . برحسب خاطر « 3 » خواه ايشان ، احكام مطاعه به افتخار نوّاب شجاع السّلطنه صادر و عبد الصمد خان فرستاده ، بعد از نوازشات زياده ، به صوب مقصود ساير آمد . بالجمله در روز پنجشنبه بيست و ششم شهر شعبان المعظم از دار الخلافه طهران ، موكب همايون را حركت واقع شد و بعد از نزول اجلال به عمارت مباركه سليمانيه كرج ، فرستادگان ايمپراطور روسيه با انواع تحف و طرايف وارد آن منزل پر بدايع گشتند . تبيين اين مقال آنكه ايمپراطور مزبور ، از آمدورفت فرستادگان موفور ، ميل شاهنشاه عدالت دستور را به تحف ممالك فرنگ زياده از حدّ فهميد و هر روز از فرط مواحدت و موافقت به انفاذ تحفه [ اى ] تازه مبادرت مىورزيد . از جمله تحفى كه درين اوقات ارسال داشت ، يك قطعه مصنع كوثر [ 310 ] منبعى است كه از قطعات بلور الماس تراش مشتمل بر دو ذرع « 4 » طول و عرض و يك ذرع عمق ، به تركيب مثمن ترتيب يافته و يك عدد فواره از يكپارچه بلور الماس تراش به اندازه « 5 » يك ذرع ارتفاع ، مانند خط شعاعى مهر از وسط آن تافته بود . هداياى ديگر از قبيل آيينههاى دو ذرعى و سه ذرعى و چهل چراغهاى بلور فروزان و قناديل رخشان و غير آن بدان منضم ساخته به تشييد « 6 »
هامش
( 1 ) . بيابان بىآبوعلف كه در آن سرگردان شوند . ( معين ، ذيل تيه )
( 2 ) . مجلس : + « را »
( 3 ) . ملى : « خواطر »
( 4 ) . در نسخهء ملّى ، واژهء « ذرع » همهجا بهصورت « زرع » آمده است .
( 5 ) . مجلس : - « يك ذرع عمق به تركيب مثمن ترتيب يافته و يك عدد فواره از يكپارچه بلور الماس تراش به اندازهء »
( 6 ) . ملى : « تشتيد »