بالجمله محلّات و خانات و اسواق هرات كلّا از تعرضات كابليان به يغما رفت و حاجى آقا خان وزير حاجى فيروز و عبد الرشيد خان درّانى افغان مقتول گرديده كالبد هريك در خاك فنا خفت .
فتح خان ، حاجى فيروز و اعوانش را از اناث و ذكور روانه قندهار ساخت و خود در دار الاماره نشسته به انتظام مهام منظوره پرداخت [ و ] كهندل خان برادر خويش را به تسخير قلعه غوريان روانه نمود و خود بال همت به هواى جذب قلوب مخالفين نزديك و دور گشود . محمد خان قرائى و ابراهيم خان و بنياد خان هزاره و ساير اويماقات جمشيدى و فيروزكوهى و تايمنى را از مكاتبات وافر و احسانات متكاثر به موافقت خويش و مخالفت دولت جاويد كيش سرگرم نمود و خوانين اتراك و اكراد خراسان را هم ، كه « 1 » منتظر بهانه بودند ، با خود يار آورده به لطايف الحيل بر اطمينان ايشان در خدمتگزارى دولت افغان افزود . محمد رحيم خان خوارزمى را نيز از منظورات خود آگاه ساخت و آن غول وادى خوارزم نيز از نيرنجات او نرمدل گشته ، مجددا به وادى عصيان و طغيان پرداخت . بالجمله در حدود خراسان و هرات طبل شورش و غوغا بلند آوا شد و غبار اين احدوثهء عجيب ، دو روز قبل از نوروز فيروز معروض راى شاهنشاه ممالكآرا گرديد .
فرمان قضا جريان به افتخار حضرت شجاع السلطنه العليه در باب اهتمام در كار محافظت قلعه غوريان و انتظام مهام ساير ولايات خراسان صادر آمد و مسرعان سريع السير به احضار لشكر قيامت اثر به اطراف ممالك ايران ساير و داير شد . تفصيل اين اوضاع - انشاء الله المجيب - عنقريب در وقايع سنه آتيه نگارش و صفحه آرايش خواهد يافت .
هامش
( 1 ) . ملى : « خراسان را كه هم » ؛ مجلس : « خراسان هم كه »