مملكت خراسان بل جميع ممالك ايران پردازد .
[ مصرا ] ع :
تو سياه كم بها بين كه چه در دماغ دارد
بالجمله اين فتح خان خود مردى جسور و بىباك بود و در عهد وزارت او محمود شاه خويشتن را به نامى از سلطنت راضى مىنمود . بيست برادر از يك صلب داشت و هريك را در ديارى و محالى صاحباختيار كرده همواره تخم مداخلت در خاك هرات بل مملكت خراسان را در مزرع آرزو مىكاشت . تمناى حاجى فيروز و اذن محمود شاه تيرهروز ، مكنونات خاطر او را بهانه شد و با جمعيتى متكاثر و خزانه و توپخانه [ اى ] وافر به سامان هرات روانه آمد .
پس از ورود او به حدود ولايت فراه ، حاجى آقا خان وزير حاجى فيروز به استقبال او استعجال كرد و مشار اليه را تا خارج بلده هرات آورد . از راه حيله و تزوير فراوان از دخول به شهر انكار ورزيد و فتح قلعه غوريان را دستآويز كرده و در خارج شهر خيمه و خرگاه بر سر پاى آورده ، اقامت گزيد . چند روزى تا توانست مردم را به خود رايگان و در روزى معيّن جميع اعيان دولت حاجى فيروز را به بهانه چيدن [ 286 ] مجلس مشاوره به خارج شهر دعوت كرده ، زمانى گفتوشنود . چون به اعتقاد مزوّرانهء خود قرارى در كار عزيمت غوريان گذاشت ، اعيان دولت فيروزى را در چادرى موقوف داشته خود به بهانه وداع از خدمت شاهزاده راه شهر هرى برداشت . به محض ورود او ، حاجى فيروز و متابعانش در شهر اسير آمدند و اعيان دولت فيروزى در خارج شهر دستگير شدند .
با آنكه حرمت طايفهء سدوزائى افغان بر ذمت جميع افاغنه واجب بود ، فتح خان اين قاعده را متروك نمود و دست جسارت به حرم شاهزاده فيروز دراز كرده خزاين زرو گوهر و امتعه و اقمشهء هفت كشور را جبرا و قهرا به تصرّف آورد . ملك قاسم پسر حاجى فيروز را بعد از سه زخم منكر دستان از قفا بستند و زنان و دختران ايشان را اسير كرده عهد حرمت دودمان سدوزائى را درهم شكستند .
لمولّفه :
با آنكه دانم دشمنى جاى تو در دل دادهام * مهمان صاحبخانهكش در خانه منزل دادهام