تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
ولايت زيست ممكن نبود ، امير مزبور مراتب را به نوّاب شاهزاده محمد ولى ميرزا عرض نمود . نوّاب معزى اليه نيز برحسب امر اعلى ، محمد خان قاجار نايب خراسان را با جمعيّت خراسانى روانه و امير مزبور را با محمد شريف خان مروزى برادرزاده حاجى محمد حسين خان و يكهزار خانوار از رعيّت مرو كوچانيده به ارض اقدس آوردند . به امير مزبور از همت اعلى در آن ولايت اقطاع نامحصور داده شد و اسباب زندگانى او از هر رهگذر آماده گرديد . با نوّاب شاهزاده مواصلت كرده پس از چندى به عزم سياحت رو به ولايات روم و روس آورد . از حكمران آن ولايات نيز كمال حرمت و رعايت ديد تا بالاخره در مملكت روس از دست ساقى اجل جام ممات چشيد .

ذكر مأموريت فرج الله خان افشار به جهت استقلال عبد الرحمن پاشاى بابان و شرفيابى محمد على ميرزا به دربار آسمان‌شأن

بعد از نزول موكب اجلال به چمن سلطانيه به عرض عاكفان « 1 » سده سنّيه رسيد كه سليمان پاشا وزير دار السّلام ، حقوق و مرحمت‌هاى شاهنشاه اسلام را درباره خويش و عبد الرحمن پاشاى بابان فراموش كرده [ 169 ] و عبد الرحمن پاشا نيز به سبب استظهار به دولت عليّه به او اعتنائى نكرده بلكه خلاف‌ها به عمل آورده است و سليمان پاشا با احتشادى تمام بر سر شهرزور تاخت و عبد الرحمن پاشا شكست يافته باز به صوب كرمانشاهان پرداخته است . ظهور اين معنى بر طبع اقدس اعلى گران آمده بلا تأمل فرج الله خان آدخلوى افشار نسقچى باشى ، با فوجى بىكران به جهت نصب عبد الرحمن پاشا در شهرزور و تنبيه سليمان پاشا مأمور گرديده ، مقرّر شد كه پس از طىّ اين معامله با قشون ابواب جمعى خود از راه كردستان روانه آذربايجان و در ركاب وليعهد دوران با قشون ركابى جانفشانى گردد . مشار اليه با آن سپاه آراسته به صوب مقصود تاخت و به صوابديد نوّاب شاهزاده محمد على ميرزا ، به انجام خدمات مقررّه پرداخت .
هامش
( 1 ) . ساكنان