تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
قانون پيرار و پار همّت بر نظم امر شيلان نوروز فيروز بست . پس از خالى ساختن بدره‌هاى « 1 » زر به انعام درويش و توانگر ، به نظم مهمات مملكت پرداخت و كار ممالك از مدد راى رزين [ 168 ] و عقل دوربين به طرزى دلنشين منتظم ساخت . در خلال اين احوال فرستاده [ اى ] چرب‌زبان از غراف گداويچ سردار روسيه كه در آن اوقات در تفليس مىزيست ، با عريضه [ اى ] اردتمندانه به درگاه خسرو يگانه روى آورد و شرحى نيز به ايلچى دولت فرانسه نوشته او را واسطه كرد كه صاحبقران مروّت شعار از پيكار با روسيه نابكار گذشته و سفيرى از دولت عليه نزد امپراطور روسيه فرستاده طالب « 2 » موافقت و مصالحت گشته باشند . شاهنشاه غيور را اين خيالات خام كه زاده از ماده سودا بود ، بر طبع مبارك گران آمد . در جواب او فرمايش چنين رفت كه : هر گاه در اوّل وهله « 3 » از جانب اين دولت خداداد مبادرت در جنگ با آن شوكت قوى بنياد شده بود ، فرستادن سفير موافق قانون ملكدارى درست مىنمود ، ولى چون مبادرت از آن طرف شده ، لهذا ازين طرف « 4 » قرين الشرف به جز رسالت تير پرّان و مكالمت تيغ برّان و چرب زبانى افعى سنان و دلدوزى ناوك پيكان ، حديث ديگر در ميان نيست ؛ تا مصلحت آن دولت درين مقدمه چيست ؟ پس از روانه داشتن فرستاده مزبور با سپاهى نامحصور و آتشخانه موفور در روز پنجشنبه دهم شهر ربيع الثانى سنه مذكور از دار الخلافه جاويد دستور حركت و چمن سلطانيه ، مضرب خيام نصرت منشور گرديد . در ورود [ به ] چمن مزبور خبر ورود امير ناصر الدين توره اوزبك ، شهزاده ماوراء النهر با يكهزار خانوار مروزى به ارض اقدس رسيد . تبيين اين مقال آن‌كه - از قرارى كه ذكر شد - بعد آن‌كه امير مزبور دست توسل به دامان دولت قاهره دراز كرد ، اين معنى باعث وحشت و اضطراب امير حيدر توره برادر او گرديده كرّتى « 5 » از بخارا به مرو لشكر كشيده بند مرو را از خوف عبور سپاه ايرانى خراب كرده آن ولايت را بىآب گذاشت و خود را از تعرض برادر كهتر فارغ داشت . چون به سبب خرابى بند مرو ديگر در آن
هامش
( 1 ) . ملى : « بدرهاى » ( 2 ) . ملى : + « و » ( 3 ) . ملى : « وحله » ( 4 ) . ملى : - « شده لهذا ازين طرف » ( 5 ) . بار ديگر ، دفعه ديگر