291 / 19 - شرستان تنكابن يعنى شهرستان و شارستان تنكابن . ظاهرا خرمآباد كه سابقا « بلده » مىگفتند و امروز « قلاگردن » مىگويند مركز تنكابن بوده است .
و در اين كتاب هرجا « تخت تنكابن » مىنويسد منظور شهر خرمآباد و قلاگردن امروزى است .
292 / 14 - معنى عبارت « كه اينست كه سلطان هاشم رسيده » يعنى هماكنون و همين حالا سلطان هاشم رسيده است و در ص 293 / 18 « اينست كه سلطان هاشم مىرود » نيز بههمين معنى است .
292 / 19 جومادربهادر . در صورتى كه رسم الخط كتاب را در نظر بگيريم « چومادربهادر » با چ سه نقطه نيز ممكن است خوانده شود .
293 / 3 - « سنگه وير » لغت وير در گيلكى به معنى گدار و گذرگاه رودخانه است .
294 / 19 - تكسب با تاء منقوط صحيح است .
299 / 5 - علاء الدين تولم جلال الدين حسام الدين تاكنون علاء الدين تولم حسام - الدين و علاء الدين حسام الدين تولم و علاء الدين تولم حسام الدين رانكوئى داشتهايم . نام اين مرد علاء الدين و پدرش حسام الدين و اصلا از طايفهء تولم است كه در خاك تولم گيلان ساكناند و چون به مقام سپهسالارى رانكوه رسيده است به رانكوئى نيز شهرت پيدا كرده . ظاهرا جلال الدين نام جد اوست كه باز مؤلف به رسم خود بر نام پدر مقدم كرده است .
303 / 3 - حضرت سراجا منظور سراج الدين قاسم است كه در اين وقت سمت وزارت كارگيا سلطان احمد خان اول را داشته است و در صفحات 304 / 2 و 305 / 2 و 305 / 13 نيز به شكل حضرت سراجا مؤلف از او ياد مىكند .
303 / 10 - رجس به كسر راء صحيح است .
305 / 9 - « در شب قصد سديد » صحيح است .
317 / 11 - خليفه شاه محمود بدون اضافهء خليفه به شاه محمود صحيح است .
323 / 21 - « و تعصب از دين بودن مسألهاى است مشهور » معنى اين عبارت روشن نيست .
333 / 10 - در متن نسخه « محمد سورهچان محمد » است . اين نام به دو شكل در اين كتاب آمده است : « محمد سورهچان » و « سورهچان محمد » ممكن است محمد اول يا محمد ثانى هريك را زائد به حساب آورد .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٣٩٨