بسم اللّه الرحمن الرحيم
ابتداى سخن آن به كه كند اهل كمال * به ثناى ملك الملك خداى متعال
اما چون طوطيهء حمد و ثنائى كه سزاوار ذات بىهمتا و فراخور صفات بلا انتهاى حضرت منعم بيچون و چرا باشد ، مرقوم كلك مهندسان اعصار و منقوش صفحات دفاتر مورخان ادوار نيست و از آن حيثيت كه ذات صمديت به مدلول « انّك حميد مجيد » منعوت و موصوف است ، متكلم نعت ربوبيت ، جز آنكه دست تدبير در عروهء تقصير زند و به منطوق شريف « سبحانك ما عرفناك حقّ معرفتك و سبحانك ما شكرناك حقّ شكرك » متمسك گردد ، تمسكى ندارد ، چه با وجود تجدد هرگونه الطاف بىپايان كه به بشارت
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
به بندگان شرف اختصاص مىيابد و هر لحظه به مظاهر لطيفه و كثيفهء اعيان موجوده فايض مىگردد ، از بستهزبانان حيران كمال جمال و تشنهلبان زلال وصال حضرت ذو الجلال چه آيد كه ذات احديت را شايد .
بيت
هيچ دل را به كنه او ره نيست * عقل و جان از كمالش آگه نيست