سلطان احمد خان ، ابد اللّه تعالى ظلال جلال سلطانه و افاض على كافة البرايا ذوارف احسانه . مروّح و آسوده كيفيت تأليف اين تاريخ را به طالعان مطالعه روشن سازيم ، تا شارع را مشروع به بصيرت باشد و بر حقيقت حال اطلاع يابند .
چون وضع سلطنت نواب اعلى حضرت خورشيد فلك دوار ، سايهء كردگار ، به قانون عواطف ربانى حالى و به توفيقات الهى متعالى بود و مضمون :
لو لا بدايع صنع اللّه ما ثبتت * تلك المكارم فى لحم و فى عصب
مؤكد اين معانى و طبع لطيف مدرك امور و مطلع كيفيات احوال عصور و دهور ، به وسيلهء ذوق مطالعهء تاريخ تأليف مير صافى ضمير - مير ظهير - كه حاكمزادهء مازندران و در زمان خلافت حضرت سلطان محمد و حضرت ميرزا على ، كوكب سعادت به نور امارت و جلالت تابنده و درخشان ، اطلاع يافته كه انتهاء تاريخ اميركبير ، قريب غروب آفتاب عمر سلطان محمد مغفور و اوان طلوع كوكب سلطنت ميرزا على مبرور بود و مشرب عالى مقتضى انشاء تاريخ و اين چاشنى ملايم مذاق و اين مفرح موافق مزاج با وجود آنكه از ابتداى طلوع اختر سعد خلافت و جهانبانى ، به مدار اوج سلطنت و حكومت و كامرانى ، از تاريخ هجرى نهصد و ده گذشته و در آن وقت سن مباركش از پانزده تجاوز ننموده و از بنيان اختراع و استخراج اين تاريخ كه مسمى به « تاريخ خانى » است ، از بيست و پنج درنگذشته ، آئينهء ضميرش از صيقل تجارب روزگار ، نه چنان جلاپذير گشته بود كه بر رأى مشكل گشايش دقيقهاى نامرعى ماند .
بيت
خبير و خردمند و صاحب ضمير * به دولت جوان و به تدبير پير