تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
ز دركش تحير شده عقل كل * ز رايش يكى شعله بدر منير
و حوادث اعصار و تغيرات امصار را كه به نور فراست دريافته و فوايد و نقصانات را دانسته بود ، ذمت همت و به نيت نيت ، به تجديد اين مراسم و احياى اين مكارم ، مصروف و معطوف فرموده . نهال باغ سخن را به زلال تقرير تازه گردانيده . صور كيفيات كه از قوه به فعل آمده بود ، از فوت و موت سلطان محمد مرحوم تا زمان اين سعادت ، هرچه در حيطهء شعور و وقوف درآورده ، با حضرت معتمد الدولة السلطانيه ، سراجا قاسما لأقسام الخصايل كه از كبار خواص دولت و درجات تربيت ، به اقاصى كمال يافته ، و واقف مزاج خاص و محرم خلوت اختصاص بود و در فنون كاردانى آيتى و در حلم غايتى و به ذهن مستقيم ، استقبال تدابير صائبه مىنمود ، در هرباب مطارحهء مقالات مىفرمود . و بندهء ديرين على بن شمس الدين بن حاجى حسين را به تحرير و تسويد اين تاريخ ، مخصوص التفات گردانيده ، اتباع آن را فوز به سعادت دارين و دولت كونين دانسته . من الفاتحه الى الخاتمه ، مجال تخلف احدى از مدلول مضامين شريفه ، محال شمرده و اطاعت فرض دانسته ، آن اشارت به انقياد پيوست و از حضرت عزت جهت اتمام حصول اين مقصد ، بدرقهء توفيق طلبيد . بيت
ره به سرمنزل مقصود نشايد بردن * گر درين ضابطه لطفش نكند همراهى
و اللّه الموفق و هو المعين و منه الاستعانة و عليه التكلان . بعد از استسعاد لسان اخلاص به نشر شمه‌اى از صفات محمدت آيات حضرت اعلاى خانى و شستن دهان به آب زندگى ، مخترع اين تأليف
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 6 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده