اوحدى اصفهانى است ، در نفحات سمت تحرير يافته كه چنان استماع افتاده كه شيخ اوحدى از اصحاب شيخ اوحد الدين كرمانى است و اين نسبت مبنى از آن است و شيخ اوحدى را ديوان شعرى است در غايت لطافت و عذوبت و ترجيعاتى مشتمل بر حقايق و معارف و مثنويى بر وزن و اسلوب حديقهء شيخ سنائى ، جامجم نام و در آنجا بسى لطايف درج كرده است و در سنهء ثلث و ثلثين و سبعمايه آن كتاب را به اتمام رسانيده . وفات شيخ اوحدى در سنهء ثمان و ثلثين و سبعمايه اتفاق افتاده و در مراغهء تبريز مدفون شد . رحمة الله و غفرانه عليه .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 125 )
[ قاضى عضد الدين عبد الرحمان بن ركن الدين احمد بن عبد الغفار الايجى ]
از جمله اعاظم آن زمان يكى
قاضى عضد الدين عبد الرحمان بن ركن الدين احمد بن عبد الغفار الايجى است و آن جناب سرآمد فضلاى محققين و افضل علماى مدققين بود و در مبادى ايام شباب به تكميل فنون معقول و منقول و تحصيل فروع و اصول موفق گشته به افاده مشغولى مىفرمود . همواره با صاحب سعيد خواجه غياث الدين محمد رشيد طريق مصاحبت مسلوك مىداشت و پيوسته مدح و ثناى حضرت صاحبى را بر ديباچهء مصنفات خود مىنگاشت . شرح مختصر ابن حاجب در اصول فقه و متن مواقف در علم كلام و فوائد غياثيه در فن معانى بيان ، از جمله مؤلفات آن فاضل خجسته صفات است كه به نام نامى خواجه غياث الدين محمد در سلك تحرير كشيده و الحق ، كمال علم و دانش خود را در آن رسايل پرفوايد بلغ عبارتى ظاهر گردانيده .
وفات قاضى عضد الدين در شهور سنهء ست و خمسين و سبعمايه روى نموده ، عليه الرحمة و الرضوان من الملك الرحيم المعبود .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 125 - 126 )
[ مولانا قطب الدين رازى ]
ديگرى از آن جمله واقف مواقف نكتهپردازى
مولانا قطب الدين رازى است و آن جناب را نيز نسبت به خواجه غياث الدين محمد ، اخلاص تمام بود و شرح مطالع و شرح شمسيه را به اسم شريفش تأليف نمود .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 126 )
[ حافظ عبد الرزاق الفوطى ]
از آن جمله ديگر