شمس الدين عبيدى
در سلك اعاظم علما انتظام داشت و همواره نقش افاده و تأليف بر صحايف روزگار مىنگاشت . از مؤلفاتش متن اقليدس و رسالهء حساب مشهور است و نكات و دقايق آن كتب بر الواح خواطر افاضل مسطور .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 109 )
رفيع الدين بكرانى
در اصل از ابهر بود ، اما در كرمان اقامت مىنمود و اين رباعى از اشعار اوست كه ، رباعى :
با چرخ ستيز و با فلك جنگ مكن * وز زخم زمانه ناله چون چنگ مكن
در خاك زر و در آب دريا گوهر * ضايع نگذارند تو دل تنگ مكن
ركن الدين بكرانى
و رفيع الدين را پسرى بود در كمال علم و تقوا ، ركن الدين « 1 » نام ، و او نيز اشعار دلفريب بر اوراق روزگار مىنگاشت و تا زمان سلطان ابو سعيد بهادر خان در گلشن حيات نشيمن داشت .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 109 )
شمس الدين كاشى . . .
ناظم تاريخ غازان خان بود و او را قصيدهاى است مصنوع در مدح خواجه بهاء الدين محمد بن خواجه رشيد « 2 » . وفات شمس الدين در زمان ابو سعيد به وقوع انجاميد . البقاء لله الحميد المجيد .
( جزو 1 ، ج 3 ، ص 109 )
ايام اولجاتيو ( 703 - 716 )
[ شيخ جمال الدين مطهر حلى ]
از جملهء اعاظم اهل علم و اجتهاد و اكابر اصحاب زهد و ارشاد مظهر فيض جلى
هامش
( 1 ) . اين اسم در يك نسخهء خطى از حبيب السير ، زين الدين آمده است .
( 2 ) . ظاهرا اشتباه است ، چه در تاريخ گزيده ص 821 كه اين فقره از آنجا نقل شده گويد : « اما داد سخنورى در قصيدهء مصنوع كه در مدح خواجه بهاء الدين ( بن ) صاحب ديوان جوينى گفته است داده » . همين مؤلف گويد كه :
« شمس الدين كاشى در اين دو سال بگذشت » ، يعنى يكى دو سال قبل از 730 سال تأليف گزيد .