دست نيافت و او را نشناخت و اكنون « 1 » انتما « 2 » و انتساب سرور ملاحدهء الموتى بدوست و در دعوت ملاحدهء جديده « 3 » ذكر آن خواهد آمد ، مستعلى در خلافت بود تا وقتىكه وفات يافت « 4 » ،
[ ذكر خلافت الآمر به احكام الله ابو على منصور پسر مستعلى ]
ابو علىّ منصور « 5 » كه پسرش بود بجاى او بنشست ، در رابع ذو القعده « 6 » سنهء اربع و عشرين و خمسمائة جمعى از غلاة مذهب نزارى او را مغافصة هلاك كردند ،
[ ذكر خلافت الحافظ لدين الله ابو ميمون عبد المجيد بن محمد بن المستنصر ]
چون او را پسرى نبود ابن عمّ او « 7 » ابو الميمون « 8 » عبد المجيد « 9 » بن محمّد « 10 » را « 11 » ولىعهد كرده بود 51 قايممقام او خليفه شد و او را الحافظ لدين اللّه لقب دادند مدّت بيست سال در خلافت بماند « 12 » ،
[ ذكر خلافت الظافر بامر الله ابو منصور اسماعيل پسر حافظ ]
بعد ازو ابو منصور اسماعيل « 13 » بجاى او بنشست و او را الظّافر 52 « 14 » لقب دادند ، عبّاس بن تميم 53 كه وزير او بود او را بكشت « 15 » ،
هامش
( 1 ) كذا فى جميع النّسخ ، - از اينجا معلوم مىشود كه تأليف اين موضع از كتاب قبل از فتح قلاع الموت بدست هولاكو بوده است ، رجوع كنيد بج 1 مقدّمهء مصحّح ص فد - فه ،
( 2 ) ز : اثما ؟ ؟ ؟ ( - انتما ) ، ح : اتنما ، ج : اننما ، آ : اننمار ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ،
( 3 ) آ افزوده : كه ،
( 4 ) در 17 صفر سنهء چهارصد و نود و پنج ،
( 5 ) ملقّب بالآمر بأحكام اللّه ،
( 6 ) كذا فى آ د ز ، ج : ذى القعده ، ح : دى قعده ،
( 7 ) آ « او » را ندارد ، د چند كلمه ندارد ،
( 8 ) د : ابو ميمون ،
( 9 ) كذا فى د ز ، ح بدون نقطه ، آ : عبد الحميد ، ج : عبد الحميد ،
( 10 ) اين محمّد كه پدر الحافظ لدين اللّه است پسر مستنصر است و او خليفه نبود و كنيهء وى ابو القاسم است ،
( 11 ) كذا فى جميع النّسخ بدون « كه » كما يمكن ان يتوهّم ،
( 12 ) و در پنجم جمادى الآخرة سنهء پانصد و چهل و چهار وفات يافت ،
( 13 ) كه پسر الحافظ لدين اللّه ابو الميمون عبد المجيد مذكور است ،
( 14 ) كذا فى آ د ، ز : الظافر باللّه ، ح : الطافر لدين اللّه ، ج : الطاهر للّه ، - رجوع بحواشى آخر كتاب ،
( 15 ) در نيمه و بقولى سلخ محرّم سنهء پانصد و چهل و نه ،