[ ذكر خلافت الفائز بنصر الله ابو القاسم عيسى پسر ظافر ]
پسر او ابو القاسم « 1 » عيسى را كه در سنّ پنج سالگى بود بجاى او « 2 » بنشاند « 3 » و الفايز باللّه « 4 » لقب او بود و شش سال در خلافت بماند و بگذشت « 5 » ،
[ ذكر خلافت العاضد لدين الله ابو محمد عبد الله بن يوسف بن الحافظ ]
و بعد ازو پسر عمّش « 6 » ابو محمّد عبد اللّه بن يوسف « 6 » بن حافظ را بخلافت « 7 » بنشاندند و لقب او العاضد لدين اللّه 54 دادند تا بوقتى كه آل ايّوب بر مصر و بلاد آن مستولى شدند « 8 » ،
ذكر كيفيّت و سبب اين احوال [ [ يعنى انقراض فاطميّين و استيلاء آل ايّوب بر مصر ] « 9 »
در اوايل « 10 » سنهء اربع و خمسين « 11 » [ صح : اربع و ستّين ] و خمسمائة 55 از فرنگ لشكرى « 12 » انبوه بديار مصر آمد و بقتل و نهب « 13 » مشغول
هامش
( 1 ) ج : القايم باللّه ( كذا بجاى « ابو القاسم » ) ، - د « عيسى » را ندارد ،
( 2 - 7 ) اين جمله بكلّى از آ ساقط است ،
( 3 ) كذا فى ز ح ، ج د : بنشاندند ، آ ندارد ، - واو بعد فقط در ز است ، ج د ندارند ، آ ح جمله را ندارند ،
( 4 ) تنقيط قياسى - ج : الفاير للّه ، د الغابر باللّه ، ز : القاهر باللّه ، ح جملهء « و الفائز باللّه لقب او بود » را ندارد ، آ جملهء طويلى ندارد چنان كه گذشت ، - باجماع مورّخين لقب اين خليفه الفائز بنصر اللّه است كه گاه براى اختصار الفائز تنها گويند ، پس الفائز باللّه چنان كه در متن است بلا شك سهو است ،
( 5 ) در 17 رجب سنهء پانصد و پنجاه و پنج ،
( 6 - 6 ) كذا فى ج ز ، ح : ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد بن يوسف ، د : ابو محمّد عبد اللّه ، آ ندارد ،
( 7 ) رجوع بحاشيهء 2 ،
( 8 ) ز افزوده :
او خلافت داشت ،
( 9 ) كذا فى آ ( نه بطور عنوان ) ، ج : و كيفيت و سبب اين احوال ( نه بطور عنوان ) ، د ز ح بطور عنوان ، ولى د « اين » را ندارد ، ح : حال ( بجاى « احوال » ) ، ز بعد از « احوال » افزوده : چنين است ،
( 10 ) ح افزوده : شهور ،
( 11 ) كذا فى جميع النّسخ ، و آن خطاى واضح و مخالف با اجماع مورّخين و مناقض با تصريح خود مصنّف است در پانزده سطر بعد كه ورود شيركوه با عساكر بقاهره در سنهء 564 بود ، و صواب در متن « اربع و ستّين » است بجاى « اربع و خمسين » چنان كه بين دو قلّاب تصحيح كردهايم ، رجوع بحواشى آخر كتاب ،
( 12 ) آ ج ز : لشكر ،
( 13 ) كذا فى آ ، ح : سبى ؟ ؟ ؟ ، ز : سپى ، ( - سبى ) ، د ج ندارند ،