تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 1

مساهمون:

ص١

[ مقدمه مولف ]

[ گ 1 ب ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 1 » نيايش « 2 » خالقى را سزاست كه زبان محمدت سگال « 3 » را از كلمات رنگين ، كسوت طاووسى « 4 » دربر كرده كه در فضاى « 5 » حدايق سخن‌سرايى بال فصاحت گشايد و دل معرفت سرشت را به مصقل قدرت جلاى آيينهء گيتى نما داده كه شاهد رضا و تسليم در اين مرآت آلهى جلوهء ظهور نمايد . بساط احتياج مكان را به دست بىنيازى درهم پيچيده و فلك كرسى را « 6 » از اطلس غاشيه بر روى كشيده ، از خطوط شعاعى خورشيد عالم‌تاب طناب‌هاى قورق كشيده كه به يك نگاه ، شوخ چشمان را از آن در نگذرد . كواكب سيّارش ريگ روان باديهء جاه و جلال و صحايف ليالى و ايّامش يك ورق از ديوان عظمت و اجلال . منظوم « 7 »
زهى جاه و زهى شأن و زهى فر * تعالى شأنه و اللّه اكبر
زبان بلغاى فصيح بيان در وصفش « 8 » از پيچ و تاب « 9 » كمند انفاس نارسا « 10 » چون ماهى در دام مانده و دلهاى تجرّد « 11 » منشان لامكان سير را چون دانه در اين دام افشانده . چمن پيراى الفتش ياقوت را از آب و آتش كسوت گل رعنا پوشيده . خاصيّت مشغولى « 12 » ذكرش « 13 » زبان سوسن را بر سر تاج اعتبار نموده « 14 » خواب
هامش
( 1 ) . م ، ده : + و به ثقتى . د : + و به نستعين . مر : از اينجا تا باب سوّم افتادگى دارد . ( 2 ) . د : ستايش . ( 3 ) . ده : مطالب ( 4 ) . م ، ده : طاوس ( 5 ) . د : رياض ( 6 ) . ل : - « كرسى را » . ( 7 ) . م ، ده : بيت . ( 8 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : توصيفش . ( 9 ) . م ، ده : پيچتاب . ( 10 ) . مج : مارسان ( ؟ ) ( 11 ) . مج : تجر . ( 12 ) . ده : + حمد و سپاس ايزدى را سزاست كه . ( 13 ) . م : - « ذكرش » . ( 14 ) . ل : نهاده .