دولت ابد مدت چون شمع چراغان ، سوزان و گدازان و گريان « 1 » باد .
شرح تخريب قلعهاى كه كفرهء اروس بر كنار قوين « 2 » سو « 3 » احداث نموده بودند
چون والى ممالك اروس را از زمان نوّاب گيتى ستان فردوس مكانى « 4 » تا غايت كه اوان اهتزاز بهارستان دولت ظلّ حضرت « 5 » رحمن است پيوسته با اين دودمان نسبت دوستى و روابط آمد و شد ، مشيّد و مستحكم است و همواره ايلچيان به پايهء سرير خلافت و تخت شهريارى و سلطنت آمد و شد دارند و « 6 » فرمانروايان اين سلسلهء جليله نيز مدام مراعات « 7 » خاطر ايشان نموده ، همّت و الا به انجاح مطالب و مآرب ايشان مصروف مىداشتهاند و در آغاز زمان جلوس ميمنت مأنوس پادشاه ممالك اروس « 8 » قلعهاى در حوالى اتروك « 9 » كه سامان « 10 » الكاى روس و ممالك محروسه است احداث « 11 » نموده بود و بنابر مراعات مراتب مسطوره به اغماض مقرون گشته و در ايامى كه طهمورث والى گرجستان چنانچه سبق ذكر يافت ، از بأس « 12 » سطوت [ گ 221 ب ] جيوش منصوره و جنود قاهره هراسان و گريزان گرديده « 13 » الكاى متعلقهء او به رستم خان شفقت شد ، از راه هم مذهبى متشبث به والى اروس « 14 » شده ، نوادهء كلان خود را نزد او فرستاده طالب مظاهرت و معاونت گرديد و به مصلحت ديد « 15 » مكر و حيله انها نمود كه اگر چند قلعهء ديگر در حوالى قلعهء قوين ساخته شود كه راه آمد و شد چركس به ممالك محروسه مسدود شده ، اگر از جانب اروس « 16 » كومك به الكاى گرجستان آيد ، به سهولت ميسّر باشد [ و ] مقرون به صواب مىنمايد و والى ممالك اروس « 17 » نيز فريب غدر او خورده ، قلعهاى چند در محال مزبوره احداث و جمعى را به محافظت تعيين نموده بود و « 18 » حقيقت اين معنى را
هامش
( 1 ) . د ، ده : - « و گريان » .
( 2 ) . م : قرين .
( 3 ) . مج ، مر : سوا . د : - « سو » .
( 4 ) . مر : د : مكان .
( 5 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « حضرت » .
( 6 ) . م : - « رود » .
( 7 ) . م ، ل : رعايت .
( 8 ) . اساس ، مج ، مر : روس .
( 9 ) . اساس ، م ، مج ، مر ، ل ، ده : ترك .
( 10 ) . مر : سالكان .
( 11 ) . مج : + قلعه .
( 12 ) . مج ، مر : پاس . ل : يأس .
( 13 ) . د : كردند .
( 14 ) . اساس ، مج ، مر : روس .
( 15 ) . مر : ديگر .
( 16 ) . مج : روس .
( 17 ) . مج : روس .
( 18 ) . د : - « بود » .