بود ، خاطرى جمعتر از خزاين اندوختهء خويشتن داشت و بعد از قضيهء طالب خان كه ميرزا تقى بر مسند وزارت متمكّن گرديد به توهّم آنكه علت عديم الدواى كينه مسرى مىباشد ، پيوسته از جناب دستورى انديشهمند مىبود و چون همواره قصاراى نيّت ، ميرزا تقى مصروف به كفايت و تحصيل مال ديوانى مىبود و عليمردان از پنجاه يك دار القرار قندهار كه به ضبط او مقرر بود ، انتفاع كلى يافته بود و مقربان سختساز كه همواره جوياى فساد و آشوب بلاد مىباشند اصل اين حديث را به شاخ و برگ بسيار آراسته بودند و هر روز تفصيلى مشتمل بر اين امور مشاراليه مىرسيد ، بنابراين امور واهمهناك و انديشهمند شده بود و چون اسباب امورى كه صورت وقوع خواهد يافت در كارخانهء سببساز قادر مختار به اتمام مىرسد از عليمردان نيز بعضى امور صادر گرديد كه مشعر بر آن بود كه انديشهناك گرديده ، اول امرى كه از او صدور يافت ، گرفتن الكاى شير خان است كه از ديوان اعلى به او شفقت شده بود .
وقوع آن قضيه به نوعى بود كه عليمردان انتهاز فرصت كرده در حينى كه شير خان از محالّ متعلقهء خود به طرفى از اطراف حركت كرده بود ، لشكرى آراسته ، متوجه الكاى او شد و على الغفله بر قلاع حصينهء او دست يافته در حيطهء تصرف آورده ، مستحفظان جهت ضبط آن تعيين نمود و بعد از وقوف شير خان از حقيقت كار به قصد مدافعه با جمعى كه داشت ، رجوع نمود ؛ مهم به مقاتله انجاميده ، مغلوب گشت و بعد از فرار رجال اقامت در آن ديار نيافته ، روانهء هندوستان شد ، و ديگرى آنكه حصارى عظيم بر بالاى كوه كلى كه بر يك جانب قندهار واقع است كشيده ، با آنكه پادشاهان ذوى الاقتدار را ساختن چنان حصارى به مدتهاى متمادى ميسّر نيست ، در عرض دو ماه به اتمام رسانيد [ گ 129 ب ] و اين هر دو امر را بعد از وقوع معروض داشته ، اسناد تقصيرى چند كه آخر خود مرتكب آن شد به شير خان افغان نمود و بدين جهات باريافتگان كرياس گردون اساس را نيز سوء ظنّى در باب او حاصل شده ، رفع اين مظنّه را منحصر در آن دانستند كه مشاراليه را به درگاه جهان پناه طلب نمايند كه بدين خلاص عقيدت ، عيار اخلاص او ظاهر شود و
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٢٨٦