تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
مجروح و بى روح گرديدند ، تا آنكه حقيقت اين معنى به عرض اقدس رسيده امر فرمودند كه ميرقاسم بيگ نايب رستم خان والى گرجستان كه به نيابت او به امر داروغگى اصفهان قيام مىنمود ، ايشان را از يكديگر جدا سازد و نايرهء آن فساد را تسكين بخشد و بعد از الطاف گوناگون كه شامل حال صفدر خان فرمودند او را مرخص ساخته در حين رخصت سواى انعامات و احسانات كه در ايام توقف به او فرموده بودند ، پنج هزار تومان عراقى و جيقه و شمشير و خنجر مرصّع به جواهر گرانبها و اسب تازى با لجام ته‌شان فيروزه و لجام طلا و خلاع فاخره ، عنايت كرده ، رخصت انصراف ارزانى فرمودند و صفدر خان در حين روانه شدن مبلغ يكهزار تومان به ميرزا محسن مستوفى خاصه كه مهماندار بود تكليف نموده روانه گرديد .

شرح آمدن عبد العزيز سلطان به تاخت خراسان بار ديگر

عبد العزيز سلطان بعد از فرار از چنگ امير خان قورچى باشى در فكر و تلافى و تدارك و جبران نقصان مىبود و در اين اوقات كه خبر فوت امير خان به مشاراليه رسيد ، به اميد آنكه شايد در اين مرتبه شكست خود را درست تواند نمود ، با جنود نامعدود كه متجاوز از سى هزار نفر بوده باشد روانهء الكاى خراسان گرديد و امراى خراسان قبل از ورود ، از حركت او آگاه گشته [ گ 128 آ ] اغنام و مواشى و مراعى خود را به محالى كه استحكام داشت كشيده ، احتياط نموده بودند و مومى اليه تا حدود جام آمد و هشت روز در محالّ مزبور توقف نموده ، سپاه خود را به قصد نهب و غارت به اطراف فرستاد و از آن جمله فوجى بى كران به سمت مشهد مقدس روانه نمود . قضا را در حين ورود آن گروه به حوالى قريهء سنگ بست ، من اعمال مشهد مقدّس ، محمد خان چكنى حاكم سبزوار و يوسف سلطان غلام خاصّهء شريفه حاكم چمشگزك به اتفاق وارد گشته اتفاق نبرد افتد و به نيروى عنايات ملك منّان ، عساكر نصرت توأمان غالب گشته ، جماعت بىعاقبت اوزبك آوارهء دشت فرار گرديدند و اكثرى از آن قوم خذلان توأمان عرضهء تيغ غازيان ظفرنشان گشتند و از وقوع « 1 »
هامش
( 1 ) . متن : قوع
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 283 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق