خالى بود بر آن ملك استيلا يافت و از آنجا متوجه رودسر و تنكابن گشت . چون در آن اوقات رود تنكابن طغيان عظيم كرده طريق جواز منحصر در يك دو محل بود ، حيدر سلطان آن محل را مشحون به سپاهى و تفنگچى كرده شروع در مقابله و مقاتله نمود و غريب شاه با اوباش گيلان آن روز تا شب در كنار آب توقف نموده به قدر مقدور سعى نمودند و روز ديگر بى نيل مقصود طبل رحيل كوفته متوجه رانكوه گرديدند . و در حينى كه قضيهء رشت سانح گرديد حقيقت آن واقعه معروض باريافتگان كرياس گردون اساس گشته ، حكم همايون به اسم سارو خان طالش حاكم آستارا و گرگين خان حاكم گسكر مشتمل بر دفع و رفع آن طاغيان صادر گرديده و امراى مزبوره در عرض ايام حركت غريب شاه به صوب لاهيجان و رانكوه تهيهء اسباب خود نمودند و در اين وقت به عزم تنبيه و تأديب او متوجه گرديدند و بيرام قلى سلطان نيز بعد از ورود ديلمان بقيهء لشكر خود را كه در آن حدود بودند جمع نموده با جمعى از قورچيان و عساكر ظفر نشان ساكن رودبار كه از استماع اين خبر به ديلمان آمده بودند متوجه رانكوه گرديد ؛ قضا را در وقتى كه آن گروه بىسرانجام از تنكابن مراجعت نموده داخل رانكوه شده بودند ، وارد گشت و اجامرهء گيلان در آنجا تاب توقف نياورده متوجه لاهيجان گرديدند و خبر ورود سارو خان و گرگين خان را شنيده به قصد مدافعهء ايشان به سمت رشت در حركت آمده و فيما بين لاهيجان و رشت تلاقى فريقين روى نموده بعون عنايت الهى و نيروى اقبال بى زوال جهان پناهى ، غريب شاه و تبعه مغلوب گرديدند و جمعى كثير از آن گروه مخذول طعمهء تيغ غازيان ظفرنشان شده غريب شاه با بعضى از اهل فساد اسير پنجهء استيلاى غازيان چينه و ملازمان گرگين خان شد و گرگين خان و سارو خان حقيقت عرض نموده مومى اليه را روانهء درگاه جهان [ گ 99 ب ] پناه گردانيدند و شهسوار ، عرضهء تيغ غازيان صوفى شده ؛ بعد از وقوع گرفتارى غريب شاه جماعت طالش ايرج را كشته سر او را نزد حاكم صوفى آوردند . و بعد از رسيدن غريب شاه به درگاه جهان پناه فرمان قضا جريان صادر گشت كه فكّ اسفل او را سوراخ كرده از قبق ميدان نقش جهان جهان آويزان نمايند و رفقاى او طعمهء تيغ
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٢٢٤