شاهجان در حركت آمد ، و ابو الغازى خان برادر مشاراليه نيز با گروهى انبوه متوجه نسا و ابيورد شد . عاشور خان چكينى بيگلربيگى مرو با غازيان نصرت توأمان آنجا قدم جرأت پيش گذاشته به آتشزن حوافر اسبان تازىنژاد آتش افروز هنگامهء پيكار و جدال گرديدند و نسيم فتح و نصرت بر پرچم اعلام لشكر اسلام وزيده اسفنديار خان مغلوب گشته ، قريب به چهار هزار نفر از مردم او شربت فنا نوشيدند .
و منوچهر خان ولد قرچغاى خان حاكم مشهد مقدس نيز با سپاه آراسته متوجه محاربه و مجادله ابو الغازى خان شده در حدود نسا تلاقى فريقين روى نمود و بعد از وقوع ستيز و آويز قرين فتح و فيروزى گرديدند و رؤوس مقتولان و غنايم و جمعى اسيران كه در جنگ گرفتار شده بودند در دار السلطنهء اصفهان به نظر نوّاب خاقان رضوان مكان رسيده محبوسان آن قوم را به مقتضاى مروّت جبلّى آزاد فرموده مخلّع گردانيدند و امراى عظام به ازاى اين نيكو خدمتى به نوازشات شاهانه اختصاص يافتند و در همين اوقات ، خيرات خان ايلچى قطب شاه ادراك سعادت آستان بوسى نموده ، پيشكشهاى لايق به نظر انور رسانيد .
شرح تاخت اكراد محمودى
در زمان نوّاب گيتى ستان مقرر شده بود كه رستم بيگ ديوان بيگ با جمعى از امراى آذربايجان به محافظت آنجا اشتغال نمايد . و در اين وقت بنابر آنكه زينل بيگ كرد محمودى در آن حدود تهييج مادهء فساد مىنمود ، رستم بيگ جمعى را به تاخت ايل و الكاى او مقرّر داشت و به نيروى اقبال بى زوال غازيان عظام آن طايفهء طاغيه را تاخته مردان را طعمهء تيغ درخشان و زنان و كودكان را بستهء قيد ذل و اسير هوان گردانيده حقيقت اين فتح مبين را معروض درگاه و الا گردانيده مشمول عواطف خسروانه شد .
شرح روانه شدن محمد على بيگ [ گ 100 ب ] به ايلچيگرى و ساير وقايع
چون شاه سليم فوت شد و شاهجهان خلف او بر مسند سلطنت هندوستان جلوس نموده بود بنابر تشييد مبانى دوستى ، محمد على بيگ اصفهانى را كه از زمرهء