امام قلى خان بيگلربيگى فارس نيز در اين اوقات تلثيم عتبهء اقبال نمود و حكومت الكاى سروستان فارس به خليل سلطان ذو القدر سوسه اوغلى تفويض يافت .
تفويض سردارى خراسان به زمان بيگ ناظر بيوتات و روانه شدن او
چون در بدايت سلطنت و مبادى دولت ضبط ثغور بيش از ساير اوقات ضرور مىباشد و به سبب قرب جوار ملك فسيح الفضاى خراسان به تركستان و خودسرى و ناعاقبت انديشى اوزبكان ، تعيين سردارى كه امراى آن حدود نزد او جمعيت نموده اوراق آراء مختلفه شيرازهء اتحاد پذيرد ، لازم بود ، لهذا زمان بيگ ناظر بيوتات خاصّه شريفه كه از تربيت يافتگان نوّاب گيتى ستان فردوس مكان و به اصابت رأى و حسن تدبير موصوف بود به اين خدمت مأمور گرديده در ساعت مسعود حسب الفرمان قضا جريان روانهء خراسان گرديد .
قضيهء مكحول ساختن امام قلى ميرزا و ساير سوانح
در حينى كه نوّاب خاقان رضوان مكان به نيروى ملك منّان بر اورنگ دارايى از روى ارث و استحقاق جلوس مىفرمودند ، امام قلى ميرزاى ولد نوّاب گيتى ستان كه در زمان والد ماجد چنانچه سبق ذكر پذيرفت به ارادهء بعضى حركات ناصواب مكحول گرديده بود ؛ بنابر خفت عقل چشم از سوء نتيجهء اقوال بىحاصل پوشيده به ادعاى بينايى مدعى امر سلطنت گرديد و هم در زمان به پاداش آن ارادهء ناصواب مجددا مكحول گشته مقرر شد كه او را با ساير شاهزادگان به قلعهء الموت برده در آنجا محافظت نمايند و سلطان على ميرزاى ولد نوّاب جنت مكانى كه او نيز از مكحولين و چند روز دخيل و راتق و فاتق امور بودند ، حسب الامر مقرر شد كه ترك تردّد نموده متقاعد باشد و كسى نيز نزد مشاراليه آمد شد ننمايد و تيمور بيگ قرامانلو بنابر رابطهاى كه با مومى اليه داشت عبرة للناظرين مقتول گرديد .
قضيهء خروج غريب شاه و گرفتارى او بعون إله
به شرحى كه در طى احوال زمان نوّاب گيتى ستان رقمزدهء كلك بيان شده سكان ملك جنت [ گ 98 ب ] عنوان گيلان بنابر ضيق شوارع و مسالك و كثرت تراكم