لشكر منصور افتاده ، قريب به هزار نفر تفنگچيان به قتل رسيدند و قورچى باشى ثبات قدم ورزيد . در اين اثنا شاه بنده خان رسيد . جمعى از عساكر منصور نيز به اتفاق مشاراليه مراجعت نموده شكست به فوج كفره افتاد و فتح و نصرت قرين حال عساكر منصور شد . چون عبد الغفار بيگ ولد فرامرز بيگ كه كمال قرب و منزلت داشت در اين وقت گرجيان او را به قراقلخان برده بودند و خاطر اشرف متعلق استخلاص او و متعلقان او بود ، مقرر شد كه قزاق خان چركس حاكم شروان به اتفاق شاه بنده خان به قراقلخان رفته او را مستخلص سازند ، و ايشان حسب الفرمان بدان حدود روان شده ، عبد الغفار بيگ و متعلقان او را مستخلص گردانيدند و در حين مراجعت در تنگناى مسالك ضيّقه گرجيان راه عبور بر ايشان بستند و شاه بنده خان مقتول و قزاق خان گرفتار شد و چون او را با سهراب گرجى حاكم قراقلخان سابقهء آشنايى بود ، به قتل او مبادرت ننموده مقرّر داشت كه او را به چشم نگاه داريد .
مشاراليه با نگاهبانان ساخته ، فرار نمود و به دستور به حكومت شروان فايز گرديد و پير بوداق خان ولد شاه بنده خان كه در سن سه سالگى بود در عوض والد به حكومت تبريز سرافرازى يافته قايتمش بيگ به وكالت و نيابت او تعيين شد .
وقايع متنوّعه
ابازه پاشا بعد از اصغاى اين اخبار سوء باطنى را ظاهر ساخته نوروز بيگ را كه نزد او رفته بود محبوس ساخت و رفقاى او را مقتول گردانيد . سرهاى ايشان را نزد سردار فرستاده ، اظهار موافقت نمود . و مصطفى « 1 » پاشا حاكم اردهان متوجه آخسقه شد و سليم خان قلعه را خالى كرده بيرون آمد و ابازه تجّار عجم را كه از بلاد روم مىآمدند گرفته رقم تصرف بر اموال ايشان كشيد و جمّى اكراد در غيبت اميرگونه خان بعضى از محالّ ايروان را تاخت نموده ، گروهى از اكراد سهران و برادوست در سلماس جمعيت كرده ، ارادهء تاخت ارومى نمودند و شيربيگ مكرى كه تربيت يافتهء اين خاندان و در عوض [ گ 94 ب ] قباد خان مكرى حاكم شده بود به
هامش
( 1 ) . عالم آراى عباسى تصحيح دكتر رضوانى ج 3 ص 1715 مرتضى ذكر شده است .