تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
قاسم خان ايمانلو افشار با جمعى از عساكر منصور بدين خدمت مأمور گرديدند و چون محمود پاشا قبل از ورود عساكر منصور كار بر مصطفى پاشا تنگ كرده بود ، مشاراليه به حكومت حلّه راضى شده قلعه را تسليم نموده بود ، امر بغداد به مقتضاى « الأمور مرهونة بأوقاتها » به وقت ديگر افتاد .

ذكر احوال جلاليان

تفصيل اين اجمال آنكه در زمان سلطنت سلطان محمد بن سلطان مراد شخضى مشهور به قرايازجى در حدود آماسيه و توقات سر به شورش و نافرمانى برآورده ، جمعى كثير از مردم بى سر و پاى بر سر او جمع آمدند ، مدتى به قطع طرق و خودسرى روزگار گذرانيده فوت شد و بعد از فوت او برادر مشاراليه بدان شغل قيام نموده نهايت قوت و اقتدار به هم رسانيد و در عرض ايام خروج و فساد مكرّر با پاشايان زد و خورد نموده اولا مغلوب و ثانيا غالب گشته ، لواى تفوق برافراشت و بالأخره از اين معنى كه موجب خونريزى و فساد است نادم گشته از منصوبات خواندگار روم استدعا نمود كه در سرحد فرنگ حكومتى به او داده شود كه بقيهء عمر به تدارك مافات به غزاى كفّار مشغولى نمايد ؛ ملتمس او عزّ قبول يافته ، در حين روانه شدن بدان حدود جمعى از جلاليان از او تخلف نمودند [ گ 75 ب ] و او متوجه شده در اثناى تردّدات در كشتى وداع حيات نمود و از متخلّفين ، جان فولاد نامى متكفل رياست آن طبقه شده در حدود حلب باعث گرمى هنگامهء فساد گرديد و قراقاش نامى نيز از طرف ديگر به اين هوس سر به نافرمانى برآورده در ايام سلطنت سلطان احمد كه سنان پاشا مشهور به چغال اوغلى به قصد آذربايجان متوجه مىگرديد قراقاش را به اطاعت دلالت نموده ، مشاراليه در ارزن الروم با سردار ملاقات نمود و در سالى ديگر كه چغال اوغلى از وان فرار نموده به صحراى موش رفت ، جان فولاد را نيز به اطاعت راغب ساخت و بعد از وقوع محاربه كه مغلوب گشته مراجعت نمود و در راه بر جان فولاد برخورده به بهانهء اينكه دير « 1 » به
هامش
( 1 ) . متن : ديگر
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 170 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق