وقايع قوىئيل سنهء ست عشر و الف [ سال ] بيست و يكم جلوس
در روز نوروز اين سال تالارى كه جهت جلوس نوروزى ساخته مفروش نموده بودند و اكثر عظما و ارباب اعتبار جابهجا نشسته انتظار بيرون آمدن نوّاب گيتى ستان مىكشيدند [ هنوز دو دانگ مردم قرار نگرفته بودند كه از تقدير فلكى تزلزل در بنيان ثبات و قرار ايوان افتاده ] « 1 » فرود آمده جمعى كثير را در زير گرفته از آن جمله شاه قوام الدين حسين ولد ميرزا « 2 » ابراهيم همدانى و شير احمد پاشاى رومى حاكم [ گ 74 آ ] قارص و مير صدر الدين حسن راه عدم پيمودند و مير جلال الدين حسن كه از آن جمله بود ، عليل شده بعد از چند وقت سالك سفر عقبى گشته و نوّاب گيتىستان به علت آنكه به خواب رفته بودند به يمن عنايت الهى از آن محاصره محفوظ ماندند . و از سوانح اين سفر آنكه در حين محاصرهء شماخى حكم همايون « 3 » به طلب طهمورث حاكم كاخت صادر گرديد و مشار اليه والدهء خود را فرستاده ، از آمدن تقاعد نمود . در اين سال مغاذ برد و ماكو و قلعهء بايزيد به سعى امير گونه خان به تصرف اولياى دولت قاهره درآمده ؛ جهانگير خان و محمد سليم خان كه قبل از اين مرقوم شد غرجستان را به تصرف درآوردند و به قصد بلخ با دوازده هزار سوار جرّار حركت نمودند و ندر محمد خان ولد يتيم خان كه از جانب ولى محمد خان حاكم بلخ بود در قلعه متحصن شده ولى محمد خان با بيست هزار نفر به قرشى آمده جمعى را به مقابله و مقاتلهء جهانگير خان تعيين نمود ؛ و مقدمهء سپاه جانبين را با هم ملاقات روى داده بعد از ستيز و آويز ، جماعت ولى محمد خان [ برادر باقى خان ] « 4 » مغلوب گشته جهت حفظ حال خندقى بر دور معسكر خود حفر نموده به مدافعه مشغول گشتند . و در اثناى گيرودار ، يار محمد ميرزا به اغواى اوزبكان كه شجاعت به يكه تازى ثابت مىشود از معسكر جدا شده در اثناى كرّ و فرّ گرفتار گشته به قتل رسيد . و بعد از وقوع اين امر شيرافكن ميرزا با جماعت راه بدخشان پيش گرفته ، محمد سلطان نيز به طرفى ديگر بيرون رفت و جهانگير خان خايب و خاسر به
هامش
( 1 ) . از روى عالم آراى عباسى ص 739 تكميل شد .
( 2 ) . متن : ميرز
( 3 ) . متن : هميون
( 4 ) . از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ص 743 تكميل شد .