تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
شوند متعرّض حال و الكاى او نشوند و جمعى كه پاى از دايرهء اطاعت بيرون گذاشته طريق نافرمانى پيش گيرند [ به ] نهب و غارت الكاى او قيام نمايند و تا ديار بكر و آن حدود رفته دقيقه [ اى ] از دقايق فوت و فروگذاشت ننمايند . و هم در اين سال يادگار على سلطان طالش به تهنيت شاه سليم و ايلچيگرى هندوستان تعيين گشت .

سوانح متنوعه

در اين سال سليمان سلطان سوباشى دنبلى از سلوك محمد پاشاى حاكم ارجيش و عادل جواز پير بوداق خان شكايت نموده ، پير بوداق خان فوجى از عساكر به تنبيه و تاخت الكاى او تعيين كرده بود و غازيان عظام به حوالى قلعه رسيده محمد پاشا با معدودى به مدافعهء ايشان بيرون آمده بعد از ستيز و آويز گرفتار پنجهء تقدير گرديد و پير بوداق خان او را به درگاه جهان پناه فرستاده در مدتى در خدمت اشرف معزّز و مكرّم بود و چون بعضى حركات كه مشتمل بر غدر و مكر بود از او به منصهء ظهور رسيد از درجهء اعتبار ساقط شده در حينى كه رايات منصور از تبريز متوجه قراباغ بود او را در تبريز گذاشتند و در آنجا سالك راه عدم گشت . و از نتايج اقبال آنكه در اين سال جيل پاشا حاكم آخسقه با دو هزار نفر به قصد تاخت گرجستان كارتيل آمده ، در مضايق اشجار آن حدود اسير و دستگير گرديد و جمعى كثير از مردم تاتار مقتول شدند .

سانحهء ديگر

آنكه ذو الفقار خان از درگاه معلّى مأمور شده بود كه قلعه [ اى ] در حدود شابران [ گ 77 آ ] احداث نمايد كه از مردم داغستان و طبرسران به قصد ممانعت با جمعى كثير بر سر ذو الفقار خان آمده آتش محاربه اشتعال يافته نسيم فتح و فيروزى بر پرچم علم ذو الفقار خان ورزيده ، معصوم [ خان والى طبرسران ] « 1 » آوارهء ديار ادبار شده قريب به دو هزار نفر از طبرسران طعمهء تيغ خونفشان غازيان گشتند . و بعد از
هامش
( 1 ) . از روى عالم آراى عباسى تصحيح ايرج افشار ص 787 كامل شد .